خنک آن قماربازی که ...

هر چه به روز واقعه نزدیک تر می شوم فکر و خیالم بیشتر می شود. چاره ای ندارم جز توکل:

دست به دامان توکل زدند        بر همه واسطه ها پل زدند ...

اتفاقا کسی مثل من که غرق شده در کار و روزمرگی و جریان آدم های معمولی بسیار محتاج این حال و هواست. باید صیقل بخورم. عباس آباد هنوز تسبیح سفید مرا به یاد دارد. حس آدمی را دارم که می خواهد با همه دارایی اش قمار کند.

/ 6 نظر / 8 بازدید
saeed

salam.. dela rafigh e safar bakhte nik khahat bas...be omide rooz haye roshan tar.....

منظورتون برگشتن به وطنه؟

صبا

خوشبختانه هوس قمار دیگر اینقدر شیرین هست که آدمی حتی اگه نخواد هم مجبور به توکل میشه!!

رضا

سلام. روز واقعه مشخص شده؟ چرا به ما خبر نمیدی؟

مهدي

رواق منظر چشم من آشيانه توست كرم نما و فرود آ كه خانه خانه توست محمد جان! خداوند اين كريمه قرآني را در حق شما مستجاب فرمايد : " رب انزلني منزلا مباركه و انت خير المنزلين. "

ویدا

ذکر و یاد آدم وقتی از ی بیت شعر بشه... خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش/بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر... وبتون زیباست... سربزنید...[گل]