از بیل گیتس تا ملاصدرا

دیروز از آن روزهایی بود که با خودم گفتم:

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت معشوق و می، کنم

و سر حرفم ماندم!

صبح جناب بیل گیتس به دانشگاه ما آمده بود و سخنرانی می‌کرد. بلیت های سالن اصلی از روزها قبل تمام شده بود. در دو نقطه از دانشگاه صفحه‌های بزرگ نمایش آویخته بودند و سخنرانی آن بزرگوار را بصورت همزمان پخش می‌کردند. در دانشکده‌ی ما هم جمعیت زیادی گرد آمده بود که تا به حال در اینجا اینقدر آدم یکجا ندیده بودم.
از عصر طلایی نرم افزار گفت و پیش بینی آینده‌ی دنیای دیجیتال. می گفت وسایل جیبی الکترونیکی با قابلیت های الگو شناسی بالا (Pattern recognition)در آینده‌ی نزدیک حرف اول را خواهند زد... آدم خاکی و افتاده‌ای به نظر می رسید همان بلوز آبی‌اش را پوشیده بود. یک فیلم کوتاه هم با بازی خودش پخش  کرد که تبلیغ Microsoft Office بود و نسبتا خنده دار، به خصوص آنجایی که حرکات موزون انجام می‌داد.

 


به اتاقم که برگشتم مشغول نوشتن متنی درباره‌ی ملاصدرا شدم که مقدمه‌ای بود بر سخنرانی عصر... جاذبه‌ی متن، مرا گرفتار کرد طوری که (برای اولین بار) ده دقیقه‌ی اول کلاس (اپتیک فوریه) را از دست دادم. بعد از کلاس مشغول شدم به مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی ملاصدرا و نادر ابراهیمی که قرار بود چند ساعت بعد درباره‌ی کتابی که در مورد حضرت صدرا نوشته صحبت کنم. گروهی ملاصدرا را بزرگترین فیلسوف جهان (اسلام) و برخی آخرین فیلسوف بزرگ می‌دانند. زندگی‌نامه‌ی مختصر او را با هم می‌خوانیم به امید روزی که فرصت و معرفت نوشتن درباره‌ی این بزرگمرد نصیبمان شود :


• محمد بن ابراهیم شیرازی ملقب به صدرالدین و مشهور به ملاصدرا یا صدرالمتالهین، در حدود سال ۹۷۹ یا ۹۸۰ هجری قمری در شهر شیراز متولد شد.
• پدرش ابراهیم بن یحیی قوامی یکی از وزرای دولت صفوی و مردی با نفوذ و ثروتمند بود.
•  در ۱۷ سالگی به تکمیل تحصیلات خود، در قزوین و اصفهان پرداخت و از محضر استادان بنامی چون شیخ بهاء الدین عاملی مشهور به شیخ بهائی ، میرداماد و میر ابوالقاسم فندرسکی عارف، زاهد و ریاضی دان بهره برد.

• مرحله دوم زندگی او در تبعیدی ۱۵ ساله در روستای کهک گذشت. مخالفتهای عالمان درباری و دربار صفوی با این نابغه‌ی نواندیش و متهم کردن او به الحاد و کفر به آوارگی و تبعید او انجامید.
• جناب ملاصدرا می‌گوید : (در این دوران) رموزی بر من کشف شد که با برهان و دلیل امکان پذیر نبود بلکه آنچه پیش از آن توسط برهان عقلی فرا گرفته بودم با جزئیات بیشتری از راه شهود و بالعیان دیدم.

 


• و مرحله سوم زندگی او،  بازگشت به شیراز بود تا اینکه در سال ۱۰۵۰ هنگام بازگشت از خانه‌ی خدا در بصره درگذشت ...

و من هنوز حیران در عظمت روح ناشناخته‌ای هستم که تلخ ترین حرفها را به خاطر پاک ترین عقیده ها شنید و چون کوهی استوار برجای ماند...

/ 5 نظر / 11 بازدید
ابوالحسن

سلام كتاب مردي در تبعيد ابدي يكي از شاهكارهاي نادر ابراهيمي است كه با قلمي بسيار زيبا نگارش شده است. موفق باشيد

رضوان(پرواز در ملکوت)

و هنر آن است که ... روزه، کمترین هنرش باقی نگذاشتن رمقی است برای گناه و روضه ، برترین هنرش باقی نگذاشتن لذّتی است برای " گناه " ! * * * و هنر آن است که چــون حسین گرسنگـی و تشنگی را " تحمّـل " کنـی ، پـیــش از آنـکـه کـــــــــــربلا را بـه تـــو " تحمیل"کنند !!!

محمد

سلام لطفا بحث دلایل تحصیل رو زود تر ادامه بدید خود تون گفتین از آداب ایمیل ببخشید بعدا اگه اجازه بدین زیاد سوال دارم

72تار

از حرکات موزون بیل گیتس برای office 12 تا حیرت در عوالم و حیات صدر شیرازی . با ظرافتی خاص کنار هم ذکر شده اند . صدرای شیرازی . .... وحدت وجود ..... دلم تشنه و در "طلب "..... دیوارهای " معرفت " از دور پیداست .. بنواز آشنا را .......

behdad

سلام به شما ، من بر حسب اتفاق با وبلاگ شما آشنا شدم و متنتون درباره حبيب مظاهر در بهمن سال ۱۳۸۳ را خوندم متنی زيبا و روان برگرفته از کتاب نادر ابراهيمی . برای همين اومدم ادامه وبلاگ را بخونم تا با شما بیشتر آشنا شوم . اصلاً علت آشنائی هم شعر آقای امين پور بود که لينک وبلاگ شما را داده بودن. شما با يکی از دوستانم به نام آقای کريميان بايد آشنا باشيد آخه اونم در همون دانشگاه درس می خونن هوا-فضا يا مکانيک . نمی دونم شما ايشون رو ميشناسيد يا نه ؟؟؟ خوشحال ميشم بيشتر با شما شوم اونم با خوندن وبلاگتون . خوش باشید و سلامت