جام می

در غزل سوم می فرماید:

سخن از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

و در غزل پنجم می فرماید: 

آیینه سکندر، جام می است بنگر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

  و در غزل یازدهم:

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم

ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

آیینه سکندر بر فراز فانوس اسکندریه به گونه ای طراحی شده بود که فواصل بسیار دور و دور از دید را نشان می داد. 

جامی می آیینه ای است که اسرار (رخ یار) را نشان می دهد. نمی شود این اسرار را مستقیم و با عقل و حکمت معمولی درک کرد بلکه بازتاب (درک غیر مستقیم) آن را می توان دید.

/ 5 نظر / 118 بازدید
سحر

سلام وبلاگ قشنگی دارید مطالبتون عالیه [قلب][قلب] خوشحال میشم به وبلاگ منم سر بزنید http://health-magazine.persianblog.ir/

[تایید]

مردی از خانه ای با آجر های سرخ

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم

فاطمه

خیلی خوبه که همچین وبلاگی با یه سرزندگی خاص دارید و این همه سال سرپا نگهش داشتید امید.ارم که به همین منوال همیشه شاد خرم و سرزنده باشین

نرگس مامان محمد حسین (بنده خدا)

استاد معظم کجایید دلمان تنگ شده برای آن سخنان از دل برآمده که بر دل می نشینند ...