یکی هست که دیگه نیست

صبح از طریق اسکایپ جلسه ای داشتم با بچه های دانشگاه شریف. چند تا از استادان جوان دانشکده برق تیم خوبی تشکیل داده اند و روی موضوعی که مورد علاقه من هم هست کار می کنند. قرار شد جلسه بعدی در تهران باشد چهره به چهره، رو به رو!

بعد برف بارید، خدا شهر مرا آمرزید. خیلی سر حال نبودم اما گفتم اگر در خانه بمانم می خوابم و می افتم. آشپزی که تمام شد و باقالی پلو و ماهیچه به عالم هستی قدم نهاد  سوار مترو شدم که بروم به کافه همیشگی. خدا کند کنار پنجره جا گیرم بیاید و الا بعد از هفتاد سال که محاسنم را در راه اسلام سفید کردم باید بروم زیر علم استارباکس.

باد و برف که به صورتم خوردند حالم بهتر شد. من به همین بادها محتاجم در این روزهای موقت. آخرین ساعات کاری روز جمعه استعفا دادم. حالا فردا صبح که بروم سر کار صدای دُهُل ها در می‌آید. حسی دارم مثل شعر مسافر سهراب آن جا که می گوید "من از هجوم حقیقت به خاک افتادم" من ده سال مثل مسافر زندگی کردم حالا همه این خواب و خیال ها دارد تمام می‌شود و حقیقت مشت بیدارباش بر در می کوبد.

خبر مرگ اندوهناک آن خواننده جوان مرا برد به دنیای دیگری. من نه اسم او را شنیده بودم نه آثارش را. فیلم کوتاهی از مراسم تشییع اش را می دیدم آن جا که پدرش آواز می خواند: وقتی حسین بن علی تنهای تنهاست ... صدای سوزناک پدر داغدار دل مرا هم به درد آورد. گشتی زدم در دنیای مجازی. در این سال ها که من دور بودم از وطن چه اتفاق ها افتاده! نسلی از خواننده های جوان از زیر زمین به میان جوان ها آمدند. جوان هایی که در سال های جنگ به دنیا آمدند. همان سال هایی که موسیقی حرام بود و ترانه ما نوای حاج صادق آهنگران عزیز بود.  اسم حداقل چهارتا از این خواننده ها محسن است! من پیش از این فقط آثاری از مازیار فلاحی و محسن چاووشی را شنیده بودم. (مریم گلی هم ترانه لیلا مازیار را بلد است!) قضیه هم از آنجا شروع شد که در نظر سنجی های پایان سال یک وب سایت خبری کسی به اسم محسن چاووشی، اصغر فرهادی برنده اسکار را شکست داد. خواستم ببینم این محسن کیست. دیدم بر خلاف خیلی ها شعرهای با معنی و عمیق هم می‌خواند: دوش چه خورده‌ای دلا؟ راست بگو نهان مکن! صدای محزون و شکسته ای هم دارد. برخی از کارهای او نزدیک به یک و نیم میلیون بار در یوتیوب مشاهده شده و تازه یوتیوب در ایران آزاد نیست.

تحقیق در دلایل گرایش جوانان به این سبک موسیقی و ظرفیت های اجتماعی آن، موضوع تحقیقاتی خوبی است برای دوستان جامعه شناس.

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناتمام

سلام. بی دلیل از خواندن «استعفا» شاد شدم! البته نه استعفای شما که آرزوی روزی دارم که من هم شرایطم جور شود و از اینجا «استعفا» بدهم! آن هم بی خبر! و آن دهل ها برای من هم به صدا درآیند! درددل میکنم! جایی گیر افتاده ام (بله؛ بهترین جمله در توصیف محل کارم همین است! «گیر افتاده ام»!) که برخی شرایطش خیلی آزارم می دهد! بسیار این دعا بر زبان دارم که: خدایا, آرامشی عطا فرما, تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم, شهامتی ده تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم, و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم. ولی خیلی وقت است که این دعا هم برایم بی اثر شده! التماس دعا

سلام ترانه "نگران منی" پاشایی که بعد از ابتلا به بیماری خوانده شده ...به نوعی زبان حال خواننده میباشد ...بسیار زیبا والبته دردناک خداوند غریق رحمتش فرماید

صبا

جامعه ما در تمام زمینه ها Case study مناسبی است، از انواع سرطان، تاثیر انواع آلودگی و کود و سم بر جهش ژنتیکی و امراض مرتبط، تا انواع و اقسام تزهای جامعه شناسی و روانشناسی و امراض روانی و اقتصادی و سیاسی و دزدی و دروغ، محاله صبح که پات رو از در خونه بگذاری بیرون، با یه نمونه دزدی روبرو نشی. ببخشید اینقدر تلخ نوشتم [ناراحت] با همه این اوصاف از استعفاتون خوشحال شدم[گل]

خانوم مهندس

متشکرم از پاسختون، نمیدونم اینجا جای مطرح کردن چنین سوال هایی هست یا خیر، اما مایلم از خدمتتون بپرسم که در حال ترجمه کتاب بینایی ماشین هستم. نظرتون در مورد ترجمه چنین کتاب هایی به فارسی برای متخصصین این رشته چیه؟ چون بسیاری معتقدند ک علم رو در سطح بالا نباید ترجمه کرد.

ناتمام

به صبا؛ گرچه تلخ است اما با این نظر شما که Case Study در جامعه ما زیاد است، موافقم. بله؛ زیاد است و روز به روز هم زیادتر خواهد شد. اصلا مواردی در اینجا رخ میدهد، افشا میشود، ابداع می شود و یا هر می شود دیگری! که بعضا در هیچ دنیا سابقه نداشته و پیدا نمی شود. اینجا که منادی بسیاری است و نیست! نیست!

صهبا

این سطور نوید فصل برداشت را می دهد...

زلیخا

سلام پیام استعفای شمارا که خوندم خیلی خوشحال شدم این ارزوی قلبی همیشه ی من بود/هفته قبل رفته بودم پابوس امام رضا تمام چندروزی که اونجابودم وقتی وارد حرم میشدم همش یادشما میافتادم ونوشته هاتون از سفر مشهدهمش توذهنم مرور میشد خلاضه اگرقابل بدونید کلی دعاتون کردم وبه نیابت شما نماز خوندم وارزو کردم برگردیدایران وامشب که فهمیدم برمیگردید ازشوق گریه کردم امیدوارم که موفق وسربلندباشید.

رضا خسروی

سلام از اینکه یه ادم مفید داره بلرمبگرده به خاک کشورش خدمت کنه خیلی مسرورم...امیدوارم کسانی که مثل شما اونجاها هستن بتونن فرصت بازگشت رو داشته باشن...از طرفی هم امیدوارم خودتون رو برای مواجهه با خیلی از ناملایمتی هایی که اونجا به عنوان یه دانشمند باهاش روبرو نبودید اماده کرده باشید...ما دنبال استعفاییم که بریم اونور و شما استعفا میدید که بیاید اینور...عجب چیزیست این ادمی!!

رضا خسروی

سلام از اینکه یه ادم مفید داره بلرمبگرده به خاک کشورش خدمت کنه خیلی مسرورم...امیدوارم کسانی که مثل شما اونجاها هستن بتونن فرصت بازگشت رو داشته باشن...از طرفی هم امیدوارم خودتون رو برای مواجهه با خیلی از ناملایمتی هایی که اونجا به عنوان یه دانشمند باهاش روبرو نبودید اماده کرده باشید...ما دنبال استعفاییم که بریم اونور و شما استعفا میدید که بیاید اینور...عجب چیزیست این ادمی!!