شرجی ترین هوا

 

این روزها که خالی ام از هر ترانه ای
سرشارم از پرنده ی بی آشیانه ای

 

دیوارهای فاصله قد می کشند و من
زل می زنم به پنجره با هر بهانه ای

 

شرجی ترین هوای زمین را ورق نزد
دست گره گشای نسیم شبانه ای

 

این کشتی شکسته به گرداب مانده است
ای ناخدای خفته دریغ از کرانه ای!

 

آن روز سبز می رسد... آشفته می شود
خواب هزار سنگ ز زنگ جوانه ای

 تورنتو - شهریور هشتاد و هشت

/ 5 نظر / 8 بازدید
حسین

احسنت. دست مریزاد [لبخند][گل]

س. ص. خ.

سلام. به امید اون روز. بازم یه سوال دیگه: برای عید فطر اینجا باید به کجا اقتدا کرد؟ یعنی کی عیده؟

...

سلام خیلی قشنگ بود. مثل شب شعرهای شیراز... عیذ سبزتون پیشاپیش مبارک.

بخدا توی ایران همه داغونن ما مات ومتحیریم.رای ما کجاست؟کاش میشد از اینجا رفت

س. ص. خ.

سلام. من کینگستون هستم. ممنون.