آیا بدم؟ آیا ندم؟

تازه از ورزش برگشته بودم. همان موقع همسر محترم از خرید برگشتند با یک دست چلوکباب برگ. عارفان می دانند که هیچ چیز خطرناکتر از یک مرد گرسنه نیست خاصه وقتی که بوی کباب در کلبه پیچیده باشد. همسر فرمودند پنج دقیقه صبر کن تا مریم گلی را بخوابانم بعد ناهار می خوریم. پنج دقیقه شد پنجاه دقیقه و من در این فاصله نماز ظهر و عصر و غیره را خواندم  اما خبری از همسر محترم نشد. در عوض صدای مریم گلی می آمد که آواز می خواند:

آیا بدم؟ آیا ندم؟

دیشب که رفته بودیم بستنی بخوریم در طول راه این آواز را برایش می خواندم:

شاه میاد با لشکرش / شاهزاده ها دور و برش / واسه پسر کوچیک ترش

آیا بدم؟  آیا ندم؟

رفتم به اتاق مریم گلی ببینم چه خبر است؟ مامان مریم خوابش برده بود و مریم بیدار بود.

این روزها که کم سخت نمی گذرد حضور مریم موهبتی است.

دختر من یار بابا ست/ شمع شب تار بابا ست...

/ 9 نظر / 12 بازدید
باد صبا

ما شا الله خدا حفظش کنه. خیلی مریم خانمتون شیرینه سر بلند و پیروز باشید [گل]

صبا

خدا حفظش کند این موهبت الهی را. روز مادرش هم مبارک[گل]

سوما

الهی بگردمش. خدا این جمع سه‌نفره‌ی دوست‌داشتنی رو به لطف خودش و در پناه خودش، دور هم نگه داره...

اسرا

گاهي دلم ميخواهد وقتي حالمو گرفتن، وقتي زخميم كردن خدا از آسمون بياد پايين و بگه : اينجا آدما اذيتت ميكنن ...بيا بريمــ...

تاريخ ٧ اردي بهشت تورنتو يه شعر گذاشته بوديد ، نيستش؟؟؟؟

david

سلام استارت وبلاگ نویسی من شما بودی و شیخ بهایی. سپاس فراوان برای این همه لطفت به من رهگذر. این آدرس وبلاگم من به شما لینک دادم http://wwd.persianblog.ir

ذره

مرحوم دولابی ره: ماه رجب ، ماه امیرالمومنین (ع) است." http://zareh.blog.ir/post/332

هستی

سلام وب بسیار زیبایی دارید اگر دوس داشتید به منم سر بزنید (تک برگ رویایی هستی)

تااینجا خواندم

با سلام *گل خاکی....* تا اینجا خواندم http://baketab.blog.ir/post/5