شعر

...دست به دامان توکل زدند
بر همه‌ی واسطه‌ها پل زدند

گنج خدایند... ولی ناپدید
خانه‌ی رازند... ولی بی کلید
دیدنشان دیدن باغ بهشت
خوب ترین خاطره‌ی سرنوشت
از من و دلتنگی من بگذرید
باز ترین پنجره را بنگرید...

۲۲ فروردین

/ 9 نظر / 15 بازدید
Saeed

salam.. ziba bood va sadeh... mesle behesht....paynadeh bashi agha..

امین

سلام.حق با شماست.یادمه روز خداحافظی شما در اهواز و یک بار هم در تهران به من گفتید:"از خدا بخواه که آدمهای بزرگ را در سر راهت قرار بدهد".حقیقتا درست و راست گفتید.حتی دیدارشان ره به خدا و ختم به یقین و حتم به شادی و نشاط درونی می شود.[گل]

ابوالخسن

سلام سال نو مبارک.

ص

سلام ممنون! فوق العاده بود, وقتم به خیر شد آقای فخار.

ایمان صلواتی نژاد

سلام دکتر سال نوتون مبارک. من رو نمیدونم به یاد دارید یا نه ؟ اما شما رو به یاد دارم با همه انتقادات و ارادت توامانی که بهتون داشتم و الانم دارم .همیشه میگم نیاز به حضور امثال شما در فضای دانشگاهی ایران ضروریه.و از حضورتون برای ورودی های بعد از شما به عنوان نمونه ای از توانایی نسل جدید در ایجاد تحول (حتی در محیط سلب و مافیایی دانشکده مهندسی اهواز) یاد میکنم.راستی این ترم دارم فارغ التحصیل میشم و اگه خدا بخواد و آقایون بگذارن دارم برای ارشد میریم اقتصاد دانشگاه شریف.به امید دیدار مجددتون در ایران.راستی دکتر هیچ وقت نفهمیدم چرا مخابرات علی رغم اینکه قول داده بودین اگه اعتراف کنم به تقلب پاسم میدین انداختی ما رو؟

بهشت دل- جواب

سلام سال نوی شما مبارک. از خبر قبولیتون خیلی خوشحال شدم و امیدوارم که در دوره‌ی ارشد موفق باشید. شما 3 تا درس با من داشتی یکی از یکی بهتر [لبخند]

امین

سلام.راستی به نظر من شبیه به "در" هستند تا پنجره. معمولا آدمای بزرگ دری هستند که آدم را به راهی رهنمون می شوند و حضورشان به دلیل تمام شدن "حجت الهی" بر انسان، کوله بار "مسئولیت انسانی و تعهد به ادامه راه" را بر دوش انسان می گذاردو به نظر من کسی که نهج البلاغه را می خواند اما حس "عدالت خواهی و عدالت گستری " درش بیدار نشده باید بداند که از نهج البلاغه به اندازه "فصاحت و بلاغتش" لذت برده و هرگز با روح آن همنشین نشده. یا کسی که ذکر مصیبت مصائب حسین (ع) و یاران همراهش و همرزمان بی بدیلش را می کند اما به "امر به عدالت و نهی حاکم فاسد پنهان شده در زیر لوا و شولای اسلام اموی را نفهمیده" باز در حد تخدیر خود و تمجید حسین و ذکر ذلالت امام مظلوم چیزی عاید ذهن تحمیق شده خود نکرده که این کژ فهمی اوست. به هر حال انسانهای بزرگ درهای رو به حقیقت و "آغاز مذهب" هستند تا آدمی را از خاک به خدا برسانند.

بهشت دل

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت [لبخند]

مسعود باقلانی

سلام استاد سال نوتون مبارک(البته با دو ماه تاخیر ببخشید) نمی دونم که منو به خاطر می آرید یا نه؟ از دانشجوهای اهوازتون نمی دونم چرا ولی یه دفه به یادتون افتادم بعد از 4 سال. اگه اجازه بدید یه شعر براتون بفرستم: به مگو دلشدگان را تو ز هجران سخنی شب قدر است بگوی از دل قرآن سخنی چند گویی که بسوزم دلت از درد فراق کس نیارد دگر از خانه ی ویران سخنی هر کسی از غم تو در دل من حرفی گفت خرقه پوشان سخنی و میگساران سخنی تو از آن زنگی آویخته بر مه دریاب که چرا شهره شدم من به پریشان سخنی دلبرا غمزه مکن کاین ره کفرست کنون رخ بیارای و برآر از دل ایمان سخنی ساقیا ساغرت از باده ی جان بود کامشب مطرب مجلس ما خواند ز قرآن سخنی