سال نو مبارک - یک شعر سخت

امروز به تهران آمدم هوا بارانیست. دو ماه است که چیزی در این وبلاگ ننوشته ام. تازه در اتاقم در دانشگاه اهواز صاحب یک کامپیوتر شده ام. کم کم دارم روی دور می افتم. فعلا گرفتاریهای دکترا و وثیقه و نظام وظیفه عمده وقتم را گرفته
فعلا این شعر را بخوانید و روی معنایش فکر کنیدلبخند

رفتم به لب چشمه و آب آوردم
عکس تو در آب بود قاب آوردم
تو خندیدی خیال من روشن شد
این آب نبود افتاب آوردم

/ 3 نظر / 12 بازدید
قلندر

با عرض سلام و آرزوی موفقیت برای شما گروه قلندر شما را برای بازدید به سایت خود دعوت مینماید به امید دیدار.

حسن

ان شا.اله كه پس از اينكه روي دور افتادي دورت زياد و زيادتر شود. رفتي تهران خوش گذشت؟جناح اوپوزيسيون چطور بودند؟