ابراهیم

دارم به ابراهیم (ع) فکر می کنم. من ابراهیم را خیلی دوست دارم. برایش شعر هم گفته ام. موسی عصا را که پرتاب کرد خودش هم ترسید، اما ابراهیم توی آتش رفت و هیچ نترسید. آن همه امتحانات سخت که ابراهیم پس داد یا به قول خدا کلمات، از کس دیگری بر نمی آید. بعد از یک عمر در حالی که موهایت سفید شده و ۸۶ سال از عمرت گذشته خدا پسری به تو می دهد. دلبستگی تو به پسرت هر روز بیشتر می شود و خدا به تو دستور می دهد که پسر را با مادرش در بیابان بی آب و علف رها کن. در حیرانی مادر چشمه ی آبی می جوشد. پسر زنده می ماند و بزرگ می شود و دوباره دستور می رسد که این پسر را قربانی کن. ابراهیم بی تاب است. رؤیا تکرار می شود و ماجرا را با پسر در میان می نهد... چه حالی داشت ابراهیم وقتی چاقو را برداشت و به گلوی فرزندش مالید ...
اگر ایمان یعنی ایمان ابراهیم، پس اسم این که من دارم چیست؟

Abraham2Isaac.jpg
/ 24 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
از سياتل

البته ميان حضرت ابراهيم و امام حسين فرق هست چون ميان همه انسان ها فرق است. اما در مورد سوال گريه کردن بايد بگويم که بهتر است اين سوال را از امام سجاد و امام باقر و امام صادق و امام رضا بپرسيد که احاديث بسياری در باب گريه برای فاجعه کربلا دارند. من در مقايسه با اين سروان هيچ نيستم اما قدر اشکم را می دانم.

غريب آشنا

زاهد ار راه به رندی نبرد معذور است.... بگذریم... خداوندتان توفیق گریه بسیارتان دهد!

بهشت دل

1- فکر می کنم جواب استدلال را باید با استدلال داد نه متلک. 2- هر حدیثی را -هرچند صحیح- نمی شود برای هر کسی خواند و توقع داشت که قبول کند. افراد بر اساس تمایلات و پیشینه ای که دارند قضاوت می کنند. هنر این است که با هرکسی به زبان خودش سخن بگوییم.

از سياتل

چون صاحب منزل تاکييد بر استفاده از استدلال دارد من هم تلاش خود را در اين زمينه کينم. بر اساس لغتنامه پزشکی گريه کردن همانا افزايش ايجاد اشک در اثر فشار احساسی قوی است يا افسردگی يا درد جسمی. درباره با واقعه کربلا باید گفت که ما امروزه درد جسمی حس نمي کنيم و افسردگی هم نداريم چون در همان گريه شادی پيروزی خون بر شمشير هم هست. پس گريه آن نتيجه فشار قوی احساسی است. احساس با استدلال سنخيت ندارد از آن جهت که استدلال به وجود دليل قايم است و احساس به وجود فرد. منطقی در احساس نيست و اگر احساسی توجيح شود همانا بر اساس ديگر حواس و قوانين طبيعی که بر اساس مشاهده و تجربه به دست آمده توجيح می شود. حال اينکه احساس مردمی برای امامشان منتج به گريه می شود و گروهی هم گریه نمی کنند چون احساسشان فرق می کنم. گرچه هر دو گروه منطق و مفاهيم قيام امام حسين و فاجعه شهادت او را درک کرده اند. بحث بر سر اشگ بحثی احساسی است. اما منطق کربلا استدلالی است و بر وجود دليلش قايم.

غريب آشنا

۱- قصد رنجاندنم نبود... اما از کوزه همان برون تراود که در اوست! فقه را با حافظه کار است نه با معنی! ۲- در فواید گریه و خنده سخن بسیار رانده اند همگان... دوستی شما با کسان را هم گلایه نیست! مانده ام اما هنوز که چه مايه قدر و مقام است گريستن که ابراهیم یا دگران را مستوجب درود بنمود؟

از سياتل

چه مايه قدر و مقام است گريستن که ابراهیم یا دگران را مستوجب درود بنمود؟ قرآن جواب اين سوال را در آيه ۱۰۷ سوره اسراء می دهد که گريه نشان معرفت است همانطور که قبلا گفتم گريه بستگی به معرفت دارد. آياتی چند در باره گريه آمده ايجا مجال بيان همه آنها نيست اما اگر این برادر به دنبال معنی می باشد من ايشان را توصيه می کنم که قرآن را بخواند که جواهر معانی است. به وبسايت زير هم می توانيد مراجعه کنيد و راجع به آياتی که در آنها گريه ذگر شده بيشتر بخوانيد. من از این غریب آشنا بسیار متشکرم که با سوال های خوب باعث طرح مباحث عمیقی شدند. http://www.wikiquran.net/Default.aspx?Page=mabahese%20falsafi.gerie%20dar%20quran&AspxAutoDetectCookieSupport=1 درضمن چون ایشان به حافظ ارادت بسیار دارند بايد با زبان حافظ سحبت کرد آنجا که می گويد اشک خود لطف معرفت است: سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب آين همه از نظر لطف شما می بينم

غريب آشنا

۱- پس اين گاز اشک آور معرفت انسان را زيادت ميکند! ۲- اين بيت خواجه که مرقوم نموديد مقصود دگرش هست...

از سياتل

۱.معرفت اين گاز اشک آور را زياد می کند! و من هم تمام مدت همين را به شما می گويم. گريه که زوری نيست. ۲.حافظ هم اول معرفت پيدا کرد که لطف را شناخت و بعد هم معنی بيت. حال شما می توان شراب شاعر را الکلی و معشوق را مو طلايی معنی کنی من که نمی توانم جلوی شما را بگيرم عزيز!

فانی کشمیری

اگر چشم‏تری باشد، چه باک از آتش دوزخ که هر جا آب بسیارست، آتش درنمی‏گیرد

غريب آشنا

آتش دوزخی که با اشکی فرو بنشيند که حول و هراس ندارد دیگر!