نمکدون

آدابی دارد برای خودش صبح ها که از خواب بیدار می شود. بلند می گوید: مامانی کجایی؟ مامانی شب خوب نخوابیده و سعادتی است برای بابایی که به مریم گلی صبح بخیر بگوید. می روم کنار تختش. می گوید: مامانی کجاست؟ می گویم مامانی خوابیده. از جایش بلند می شود یک دست بالش و یک دست پتو. می فرمایند: کمک کن به گل گلی! باید همه تجهیزاتش را همراهش بغل کنم و بگذارم پایین. در اولین جایی که به نظرش مناسب باشد، بالش را روی زمین می گذارد و می گوید بخوابیم! پتو بکش روش! بابایی بخوابه! تا سرم را می گذارم روی بالش می گوید: صبح شد بیدار شیم! بعد باید کتاب بخوانیم. یکی دو تا کتابش را که دوست دارد انتخاب می کند. یکی را خودش بر می دارد و یکی را به من می دهد. قسمتی از سوفای ال شکل ما محل کتاب خوانی ایشان است. بنده بنا به فرموده می نشینم در آنجا. ایشان روی پای بنده. بعد بالش روی پای ایشان. گاهی پتو را هم می فرمایند بکشیم روی بالش. بعد که صحنه آماده شد. کتاب می خوانیم. اگر جایی از کتاب غم و غصه و گریه باشد فورا آنجا را رد می کند. اگر هم جایی را ماستمالی کنم تذکر می دهند.

بعد با هم صبحانه می خوریم. صحنه محبوب ایشان وقتی است که چایی را هم می زنم. برای ایشان هم باید چایی بریزم البته چای آبکی. بعد یک قاشق می گیرد دستش و می گوید هم بزنیم هم بزنیم و همینطور چای را هم میزند.

پی نوشت:

ممکن است این نوشته ها برای بعضی خوانندگان محترم  بی مزه باشد اما برای ما خاطره است!

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید

قربونش بره عمو

لادن

دوست دارم این مریم گلی تونو ببینم ، حتما خیلی نازه[لبخند]

حدیث

امیدوارم تا ابد یه سبد خاطره شیرین مثل این با هم داشته باشید،رابطه ی من و پدرم هم این طور بود....اما متاسفانه بهونه ی کار و مشغله زیاد بن بست زد وسط این رابطه....اما امیدوارم برای شما تو هر شرایطی جاودان بمونه.

مجيد

سلام الولد سيد سبع سنين همين است كه نگارش كرديد. خدا سلامتى به مريم خانوم بده و طول عمر به شما

ريحانه

سلام اين خاطرات صحنه هايي از زندگي مريم گلي است.بي شك براي هر خواننده اي لذت بخش و دوست داشتني است برقرار باشيد و پاينده

خانوم مهندس

از قضا با مزه ترین نوشته های وبلاگتون، نوشته هایی اند که از گل گلی مینویسید :) خدا حفظش کنه

ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺖ ﻭ ﺗﺼﻮﺭ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺳﯿﺮ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ. ﺷﺎﯾﺪ ﺑﯿﺴﺖ ﺑﺎﺭ ﺧﻮﺍﻧﺪﻣﺶ !! ﻋﺎﺷﻖ ﺻﺤﻨﻪ ﮐﺘﺎﺑﺨﻮﺍﺗﯽ ﺍﻡ... ﺑﺎﻟﺶ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﯼ ایشان [خنده]

محمّد

خدا حفظ‌ش کنید، دعای‌تان می‌کنم.

کودک فهیم

نایس

مجید

گاهی احساس می کنم که نوشته ای نمی خوانم بلکه به تابلویی خیره شده ام که قدرت تصویرگری شما همه اجزا را نمایش داده است. ما هم از خاطرات گل گلی شما لذت می بریم. سلام ما را هم به دختر گل تان برسانید. همواره شاد و تندرست باشید