خوب من! عاشق بد نداری

روزی ای آشنای قدیمی

عابر کوچه های صمیمی

یاد من کن که این گوشه گیرم

مثل گل های قالی اسیرم

یاد من کن که یاری ندارم

بگذر از کوچه ی بی بهارم

وای! اگر بگذری عاشقانه

می زنم تا بخواهی جوانه

عاشقی می کنم بی اجازه

می سرایم غزل های تازه

می گشایم کتاب و قلم را

می نویسم از اول خودم را

فارغ از قیل و قال بقیه

می روم روز و شب حافظیه

 

از همان دم که یاد تو در زد

شعله خاطرات تو سر زد

آرزوهای از یاد رفته

شادی عمر بر باد رفته ...

از تو پنهان شدم ذرّه ذرّه

رفتم از قلّه تا قعر درّه

بال پرواز من! آسمانم

حیف من نیست اینجا بمانم؟

تو نباشی فنا می شوم من

کاهِ بی کهربا می شوم من

خنده ای کن که باران بگیرد

سالِ بی آب پایان بگیرد

در بیابان جان گل بروید

روی هر شاخه بلبل بروید

باغ رویای من! باغ انگور!

عاشق خنده هاتم من از دور

بی نهایت شدی حد نداری

خوب من عاشق بد نداری

نمره ات بیست! کارت درست است

زندگی بی تو از پایه سست است

* * *

آشنا! آشنای سبک بال!

از تو دورم نه یک سال صد سال

حرف دل بر زبانم نیامد

شادی اندازه غم نیامد

واژه هایم تلاطم ندارند

سر به صحرای غم می گذارند

 گوشه ای رفته از یاد مردم

می شوم در غبار زمان گم

تورنتو - اردیبهشت ۹۲

/ 4 نظر / 8 بازدید
مهدی اسماعیل زاده

عالی بود. همین!

سلام

من همون سلام قولا من رب رحیم هستم! سروده بسیار زیباییست ودلنشین! کاش یه نرم افزار بود موقع انجام کارای خونه متنای وبلاگو میخوند شایدم هست بنده بیخبرم! باید از شاگردام بپرسم استادن تواین زمینه ها![لبخند] موفق باشید وسربلند باغبان بهشت دل.....[گل]

خانوم مهندس

ایشالله میاد به زودی.... راستی باغ رویا هاتون، باغ انگوره؟ استغفرلله [چشمک] +نمیدونم رابطتون با انتقاد چطوره و نمیدونم آیا انتقادم جزء سازنده هاش هست یا نه با این حال، میتونست بهتر از این باشه دکتر، به نظر میرسه نزدیک ترین و دم دستی ترین واژه برای جور درومدن قافیه انتخاب شده با عرض پوزش از نظر غیر کارشناسانه ام

عماره

تو در غبار زمان می شوی گم و من در غبار خویشتن کسی نیست که مرا پیدا کند باید آستین ها را بالا بزنم باید خویشتن خود را پیدا کنم قلمتان تا همیشه جاری از احساس