درباره مصر و تونس و ...

 با اینکه خوشبختانه در خانه تلویزیون نداریم، از طریق اینترنت اخبار این چند روزه را دنبال می کردم. آهنگ رخداد ها به قدری سریع است که نتیجه گیری و پیش بینی آینده را دشوار می کند.

بازار داغ گمانه زنی ها و تنوع تحلیل های ارائه شده، نشان می دهد که اتفاقاتی پیش بینی نشده‌ و غافل گیر کننده رخ داده و حالا هر کس از زاویه دید و منافع خودش به تحلیل قضایا مشغول است. به فهرستی از تحلیل های ارائه شده در این ایام دقت کنید:

موج دموکراسی خواهی

مشکلات اقتصادی و بیکاری

افزایش سطح آگاهی

اسلام گرایی

تئوری توطئه

نشانه های ظهور امام زمان (عج)

شنیدن پیام انقلاب اسلامی ایران 

بازتاب اعتراضات ایرانیان در خرداد ٨٨

و ...

قدر مسلم مردم مصر الان خوشحال اند و من هم از این بابت شادم. مبارک به مردم مصر و مسلمانان جهان کم خیانت نکرد. اما یک نکته مهم: مبارک ٨٢ ساله بود و دیر یا زود خانه را خالی می کرد. اما انگار مصریها برای دوران بعد از مبارک برنامه‌ای نداشتند. می بینیم که جنبش مصریها رهبر ندارد و جنبش بی رهبر به سادگی تصاحب می شود. آیا برگزاری انتخابات آزاد در جامعه ای که به دیکتاتوری خو گرفته میسر است؟ آیا مصریها در جو هیجان زده امروز می توانند بر اساس عقلانیت تصمیم گیری کنند؟ فردا چه خواهد شد؟ آیا مثل عراق نا امنی و اختلافات سیاسی بر مصر حاکم خواهد شد؟ شاید قرار است همه دیکتاتورها و شاه های منطقه که الان بالای ٧۵ سال سن دارند، از مغرب و الجزایر گرفته تا عربستان و یمن، با یک اعتراض مردمی دو هفته‌ای سقوط کنند؟!

این سوال ها باعث می شود که من به جای ذوق زدگی با تامل به مسایل اخیر نگاه کنم.

مردم هر کشوری باید خودشان برای کشورشان تصمیم بگیرند. ما هم باید یادمان باشد دیکتاتورها همه رفتنی هستند.

/ 5 نظر / 8 بازدید
به سراغ من اگر می آیی...

,>:": رنگي كنار شب بي حرف مرده است. مرغي سياه آمده از راههاي دور مي خواند از بلندي بام شب شكست. سرمست فتح آمده از راه اين مرغ غم پرست. در اين شكست رنگ از هم گسسته رشته هر آهنگ. تنها صداي مرغك بي باك گوش سكوت ساده مي آرايد با گوشوار پژواك. مرغ سياه آمده از راههاي دور بنشسته روي بام بلند شب شكست چون سنگ ، بي تكان. لغزانده چشم را بر شكل هاي درهم پندارش. خوابي شگفت مي دهد آزارش: گل هاي رنگ سر زده از خاك هاي شب. در جاده هاي عطر پاي نسيم مانده ز رفتار. هر دم پي فريبي ، اين مرغ غم پرست نقشي كشد به ياري منقار. بندي گسسته است. خوابي شكسته است. روياي سرزمين افسانه شكفتن گل هاي رنگ را از ياد برده است. بي حرف بايد از خم اين ره عبور كرد: رنگي كنار اين شب بي مرز مرده است. سروده : سهراب سپهری -__"|_->

س. ص.خ.

جالب تر عکس العمل و چزخش 180 درجه امریکا بود به نظر من. ولی بدیهی است که: Those who make peaceful revolution impossible will make violent revolution inevitable حالا عاقبت به کجا برسه؟ الله اعلم! راستی من یک ایمیلی زده بودم [لبخند]

هیچکس

من هم از این تغییراتی که هیچ برنامه ریزی مشخصی را دنبال نمی کند می ترسم...سرخوردگی ریشه ی مطالبه کردن را تا سالها می خشکاند.

در این دوران ناخواسته یاد حکایت موش و گربه عبید عزیز می افتم -شیرین !داستانی است- و دردی که به واسطه ی تقلید دانا از نادان ،ظاهربینی و فریب و ریا تا ابد (اگر رسم مان چنین باشد) همراه خواهیم داشت. نتیجه ای که به آن رسیدیم این است: ملتی که تابعیت افکار و احساسش با زمان دارای افت و خیز (fluctuation) زیادی است مانند ملتی که برای همگی ما آشنا ست در همه کار ناتمام خواهند بود -در بازده ای از زمان بی تغییر و فاقد عکس العمل مانند پرنده ای که سر در برف فرو برده و در بازده ای دیگر دارای پیک رفتاری با شدت زیاد گویا همگی بیدار ند! دوباره زمانی که باید به درو نتایج عمل خویش بپردازند همگی خواب! و آنان که آموخته اند چگونه ثمره تلاش دیگران رو درو کنند در این زمان کاملا بیدارند- آستانه درد در چنین ملت هایی بالاست. ولی ملت هایی هم هستند که اموخته اند که هر مساله ای رو در زمان خود حل کنند. وقتی رفتار این ملت ها رو با گذشت زمان از ذهن می گذرانیم می بینیم که آن ها همیشه بیدارند ... و افت و خیز شدیدی در رفتار ملت شان وجود ندارد... درد برای چنین ملت هایی دوا دارد و برای ملت های دیگر بی دواست

باد صبا

سلام نوشتهخ تون جالب بود. دستتون درد نکنه از ژاسخی که زحمت کشیدید و نوشتید. یک توضیح کوچک دیگر هم نوشته ام. نوشته من هم شبیه نوشته شما بود. موفق باشید و به امید فردای بهتر ضمنا جمله آخرتان را حتما یادم می ماند