شوق حرم

خدایا! میهمان نمی خواهی؟

/ 5 نظر / 6 بازدید
لبوالحسن

سلام اخوی حاجی بری به سلامت. خیلی التماس دعا

حسین

وقتی این یادداشت شما را دیدم اشک در چشمانم نشست .در دید اول با دیدن این جمله انسان دیدار واقعی باخداوند را تجسم می کند و بعد کمی دیرتر به یاد حج می افتد.خوشا به حال کسی که همیشه آماده دیدار واقعی باشد و برای همین در ابتدا اشک در چشمم نشست که حسرت یک لحظه آنگونه بودن را دارم.ما در این دنیا چه میکنیم؟چقدر آماده دیداریم.یا الله اگر به سفر حج میروید برایمان دعا کنید که بندگانی شایسته برایش باشیم و انسان هایی سودمند برای سایر بندگانش .دعایمان کنید.

بومرنگ

خوش به حالتان ... آنجا جای دیگری است دور از زمین ... دور از هیاهوی چه کنم چه کنم ... رها از همه ی تعلقات ... دارم ها و ندارم ها ... حتما تاکنون که اینها را می نویسم به جان تجربه کرده اید ... چیزی است فرای تجربه ی مادی ... خیلی وقتها دلم برایش انگونه که انجا بود تنگ می شود ... نزدیک بود ... وه !که واژه نزدیک برای توصیفش چه دور می نمود .. . می گویند از رگ گردن نزدیک تر ! اما انجا که هستی رگ گردن گویی فاصله ای بی نهایت دارد و او انجا نیست در حلقت نشسته بر گونه ات چون شبنم ... وای که حسش می کنی ... و هر لحظه دمادم در او می شوی ... و این خنکای اب تنی کردن در او تمامی ندارد ... و لحظه ی سخت بازگشت ... به های های گریستن ان لحظه را هرگز فراموش نمی کنم وقتی ارام ارام در پشت ستون های مسجد الحرام گم می شد و دلم نمی امد که نگاه از او برکنم ... چیزی در درونم می گفت حرکت کن که این، نه پایان است که شروعی دوباره لاجرم ... خوش به حالتان ...حاجی ...خوش به حالتان زیارت قبول ...

مهرناز

امام علی (ع) : نباید از هیچ کس و هیچ چیز غیر از گناه خود ترسید. ... کعبه یک سنگ نشانی ست که ره گم نکنی--- حاجی احرام دگر بند و ببین یار کجاست...التماس دعا