سراج

شرق و غرب تهران دو اقلیم متفاوت اند. من این روزها در غرب تهران، سعادت آباد، ساکنم اما چندبار برای چند کار به شرق تهران رفتم. در شرق، خیابان ها باریک می‌شوند، خانه ها نزدیک، کاسب ها با معرفت، مردم سنتی تر، ترافیک بیشتر.

دیشب -که شب اربعین بود-  رفتم به جلسه مهندس حسینی که در شرق تهران بود. راننده مسیر بسیار بدی را انتخاب کرد. من دوست نداشتم دیر برسم و داشتم فکر می کردم که برگردم. اما دقیقا همزمان با مهندس رسیدم. مهندس از "ثار" می‌گفت که یعنی خون بها و فرق می کند با خون و اذا قام الحجة طلب بثار الحسین. نوبت شعر خوانی که شد شعری متناسب با بحث خواندم:

پرچمی سرخ که بر گنبد بی تابی ماست

می شود با وزش باد پر از حیرانی

و بعد شعری که یادگاری بود از اولین و تنها سفر من به کربلا

به یاد کربلا افتاده ام باز...

جلسه خوب و سنگینی بود و آدم هایی که آنجا بودند از اهالی فرهنگ. جلسه که تمام شد کنار مهندس نشسته بودم که یک دفعه حسام‌الدین سراج آمد و سلام کرد. حالا ترکیب بند آهنگ ها بود که در ذهن من نوسان می‌کرد: ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما  و حافظ خلوت نشین دوش به میخانه شد...به یاد جاده های ماسکوکا افتادم و قصه گیسو و... وقت شام کنار هم بودیم. بسیار خاکی و باصفا بود و چقدر دلم می‌خواست بگویم که ساعت ها و ساعت ها به صدای شما گوش داده‌ام و چقدر صدای تو را  دوست دارم اما فضای مجلس اجازه نمی‌داد و اصلا چه حاجت به بیان.

/ 8 نظر / 8 بازدید
صبا

سلام. نوشته هاتون از زمانی که برگشتین شامل جلساتی هست که همشون حاوی دوپینگ معنوی!! هستند، پر است از آدم های خاص و ناب یا به قول خودتون اشراقی. این آدم ها و جلسات، زندگی در شهر بی قانون رو هم می تونند لذت بخش و آسون کنند. امیدوارم که این روند تا همیشه ادامه داشته باشه. [گل]

کرنی

سلام دنبال یک مطلب میگشتم که وبلاگ شما رو دیدم قلم رسایی دارین ، خیلی خوشحال شدم که با این وبلاگ آشنا شدم براتون آرزوی توفیق دارم

قاسم

سلام جناب دکتر. اربعین سالار شهیدان را به شما استاد گرامی تسلیت عرض می نمایم.

نام

متن پيام

ابراهيمي

سلام ،وقتتون به خير.شايد تحقيق درباره فلسفه افلاطون و سرچ تصادفي دريچه دوباره اي براي من به دنياي شعر بود. راستش تقريبآ از دوازده سال پيش كه ازدواج كردم دنياي شعروشاعري را گذاشتم كنار. خوشحالم كه با نوشته هاتون اين حس خوب را دوباره تجربه كردم. دوست دارم بيشتر بشناسمتون .توي نوشته ها گشتم ولي اسم ورسمتون را پيدا نكردم.لطفآ توي نوشته بعديتون خودتون را كامل معرفي كنيد .با سپاس فراوان ابراهيمي-دانشجوي ارشد فلسفه دانشگاه تهران

صهبا

استاد همسایه هستیم ....

قاسم

اگر غیر از این میکردید، شک میکردم. ارادت داریم.

سحر

باسلام..موفق باشید