پنجره

سالهای بی پنجرگی گذشت. اتاق کار جدیدم یک پنجره بزرگ دارد. حالا تماشای رقص دانه های برف با باد بهتر یادم می آورد که کجای دنیا هستم...

 

من پرده ها را می کشم بالا

تا آسمان گاهی بخنداند دلم را

/ 2 نظر / 25 بازدید
باد صبا

سلام چقدر ضرر می کنم وقتی مدتی اینجا سر نمی زنم. چند تا نوشته اخیرتون خیلی جالب بودند. البته ببخشید شاید جالب به تنهایی احساسات را نشان ندهند. مثلا ممکناست نوشته ای تلخ باشد اما خواندنش بسیار لازم باشد و .. موفق باشید و به امید فردایی بهتر [گل]

هیچکس

کاش پنجره ای بزرگ هم به روحمان باز میشد تا ببینیم کجاییم.