نرگس گل زمستونه، شقایق گل بهار

یک چیزی به من میگه بنویس. خارجی ها بهش می گن نوستالژیا. یک درد فانتوم درد عضو بریده شده... دردی که از ١۵اسفند شروع می شه و تا اردیبهشت ادامه پیدا می کنه...

چند شب پیش یکی از دوستان خانه ی ما بود. خواست که برایش فال حافظ بگیرم. این شعر آمد:

ارغوان جام عقیقی به سمــن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

پرسید: یعنی چی؟ گفتم یعنی بهار میاد... نرگس گل زمستونه، شقایق گل بهار. زمستونا، شیراز پر از گل نرگس میشه تا بهار که تمام دشت ها پر از شقایق میشه... گفتم نرگس و یاد زمستان ٨۵ افتادم و لحظه ای که مادر را با یک دسته گل نرگس در فرودگاه شیراز دیدم.

امان از غریبی! آدم اینجا تنهاست... و در این تنهایی سایه ی نارونی هم نیست ...

بفرماییــد فــروردیــن شود اسفنــدهای ما

نه بر لب، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما...

/ 6 نظر / 53 بازدید
همتا

انتظار خیلی بده... انتظار برای چیزی که نمی دانی قرار است چطور پیش برود...انتظار که باشد تمام برنامه ریزی های زندگیت نقش بر آب می شود... درست مثل حبابی معلق در هوا یا روی آب...

ارزو

salam man inja ro taze kashf kardam va az inja kheili khosham miad just this!!! harfe dge ii nadaram sarboland bashid ahan yadam umad mikhastam begam ma ke iranim ham hesse gharibi dariim hala shoma begid adam tu khune hesse gharibi dashte bashe che hali dare? age ye mani bashe ke khub befahmam ghorbate dardo delaye ye nashenas bud bazam az webe khubetun merc bye

بومرنگ

اين غريبي كه مي گوييد ... خيلي خيلي دردناك است اما دردهاي ديگري هم هست كه به دردناكي درد غربت شماست براي اينجا ماندگاني كه در غربت نيستند... هرسال نزديك سال نو كه مي شود كمي اين ور تر يا آن ورتر به تهران مي روم و به كتاب فروشي محبوبم (انتشارات هاشمي) تا در كتابها و گشتن تقويم هاي سال نو اندكي فراموش شوم... اينبار اما گويي مثل هميشه نبود نمي دانم شايد نگاه من فرق كرده بود اما هركه را مي ديدم هر غريبه اي كه رد مي شد گويي غمي هزار ساله بر چشمش بود و باري چندين تني بر دوشش ... عابري نديدم كه سيمايش حاكي از آرامشي دروني باشد... به شتاب مي رفتند و نگاهشان خيره ... و موج غالبشان خشم و ياس بود...

فرزانه

این روزا آدما با خودشون هم غریبه اند..

صنم

در ادامه ی غزل دوست عزیز میگم: من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال کی ترک ابخورد کند طبع خوگرم شاهین صفت چوطعمه چشیدم زدست شاه کی باشد التفات به صید کبوترم این غزل دنیاییست