پای آن کاخ بلند (2)


حکمت یعنی شناخت، یعنی فرزانگی. گاهی به مطلق علم هم می گویند حکمت. مولا فرمود که الحکمة ضالّة المومن (دانش گمشده مؤمن است). گاهی هم حکمت را معادل فلسفه می گیرند.

قدما، حکمت را به دو شاخه نظری و عملی تقسیم کرده اند. حکمت عملی یعنی شناخت عواملی که در حوزه اختیار بشر می گنجند. اخلاق (فصیلت های فردی) سیاست منزل (فضیلت های خانوادگی) و سیاست مُدُن (آیین کشورداری،فضیلت های اجتماعی) زیر شاخه های حکمت عملی هستند.

با این وصف جلوه های حکمت عملی در شاهنامه فراوانند. شاهنامه تنها داستان جنگهای اسطوره ها نیست بلکه سرشار است از درسهای آموزنده. شاهنامه به ما یاد می دهد که حتی جان موری را نباید ستاند،کسی را به خاطر رنگ و نژادش نباید تحقیر کرد، در همه امور باید به خرد جمعی و مشورت روی آورد، عهد و پیمان را نباید شکست، دروغ بزرگترین گناه است، و حاکمان باید عدل و داد را برپا دارند. در مصرعی کوبنده حکیم توس حرف را تمام می کند:

ستم، نامه ی عزل شاهان بود

چند هفته ای است به بهانه برگزاری کارگاه فردوسی شناسی* بازگشته ام به شاهنامه، پس از بیست سال. تا جایی که می توانم در روزنه های روزانه شاهنامه می خوانم. حس می کنم دانش جویان ما، سیاستمداران ما، پدران و مادران ما هیچ کدام از خواندن شاهنامه بی نیاز نیستند.

باید بیشتر از شاهنامه نوشت.

 

پی نوشت:

*در این کارگاه داستان سیاوش از شاهنامه  فردوسی را به تفصیل بررسی می کنیم.

/ 4 نظر / 9 بازدید
سباح

سلام، جالب بود. خوشحال می شم به من هم سر بزنی...

زهرا

چو استکان کمر تنگ قهوه خانه هنوز لبت زباند مردان کوچه بازار است شاهنامه ، نامه شاهی به دست حکیم توس داد!

بهار نارنج

ز فردوسی، آن کاخ افسانه کافراخت در آفاق فخر و ظفر دوست دارم

.

ستم نامه عزل شاهان بود.... فوق العاده است.