از اشک گفت

امروز فراز پایانی خطبه ۱۷۶ را برایمان خواند. گفت که ۳ نوع گناه بزرگ وجود دارد : ظلم، تلوّن (دو رنگی) در دین و عیبجویی از مردم

طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَیْبُهُ عَنْ عُیُوبِ اَلنَّاسِ وَ طُوبَى لِمَنْ لَزِمَ بَیْتَهُ وَ أَکَلَ قُوتَهُ وَ اِشْتَغَلَ بِطَاعَةِ رَبِّهِ وَ بَکَى عَلَى خَطِیئَتِهِ

اى مردم ، خوشا کسى که پرداختن به عیب خویشتن او را از عیب دیگر مردم بازمی دارد و خوشا کسى که در خانه‏اش بماند و روزى خود بخورد و به طاعت پروردگارش مشغول باشد و بر گناهان خود بگرید.

  و بعد از اشک گفت و از گریه که لطیف ترین جلوه روح است و داستان کودک حلوا فروش را برایمان گفت:

تا نگرید کودک حلوا فروش

بحر بخشایش نمی آید به جوش...

/ 3 نظر / 7 بازدید
کربلائي

سلام خسته نباشيد از وبلاگ شما خيلي خوشم آمد به ماهم سري بزنيد و اگر با تبادل لينک موافق بوديد مرا با اسم هئيت جوانان حضرت علي اکبر(ع) شهرک فرارت لينک کنيد

هیچکس

قبول دارین اشک رو هم خودش به جوش میاره؟

بومرنگ

واقعا حکایتی ِ بین دل بی قرار ما و او ... این اشعار را را که می خوانم از فکر اینکه خودش این طوری حال را دگرگون می کنه ... حالم دگرگون تر می شه ... وگر به خشم روی صد هزار سال ز من / به عاقبت به من آیی که منتهات منم ... ولی چی می شه که این به من آیی گاه خیلی خیلی طولانی می شه ؟ انوقت چه شبهای بدی را می گذرانیم ...