غزل های فراقی

 

گفت سر راه یک دسته گل نرگس خریده اند. حالا تمام خانه پر از بوی عطر شده.

فهمیدم که آخر پاییز است ...

دل من تنگ شد برای شیراز، برای خانه، برای آن همه خاطره.

 

 

پی نوشت:

این نوشته را که دوباره می خوانم چشم هایم را می بندم، یک نفس عمیق می کشم.  بوی خوش نرگس فضای سینه ام را پر می کند

/ 8 نظر / 12 بازدید
محمد

برا چی جمع نمیکنی بیای ایران و شیراز

حسین

این چهره آمیخته با لبخند هزاران معنا دارد .تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

معین

سلام مسیح جان من وبلاگت رو لینک کردم. خیلی دوست دارم تو هم لینکم کنی. خیلی ممنون..........

بنده خدا

انسانی فریاد یاالمسلمین سر داده است ...آخرین نامه نوری زاد به رهبری را بخوانید

سلام. وبلاگ خوبی داری. خوشحال میشم به منم سری بزنی.

تبعیدی

از سروده هایتان واقعا لذت بردم. مخصوصا این: ..روزهای خوب عمر من گذشت...

تبعیدی

هنوز این کوچه عطر نرگس می دهد ...