در بیابان بلا

مدتهاست ننوشته‌ام. روحم آزاد نیست. دلم شاد نیست. این روزها ز منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد. دلتنگم دلتنگ سالهای نه چندان دور شب قدر، مسجد جمعه ، نوای ابوحمزه

نازنین مارا کجا آورده‌ای
در بیابان بلا آورده‌ای
بیش از این جانا پریشانم مکن
خانه‌ات آباد! ویرانم مکن
کیستم ؟ آواره‌ای بیگانه‌ام
کاش دستی بود روی شانه‌‌ام
نیست در دستم بجز فضل و هنر
خلق می‌خواهند از من سیم و زر
شهپر روحم هوای اوج داشت
حیف این دریا نهیب موج داشت

/ 3 نظر / 14 بازدید
حافظ

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم /لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی.............................. (امام سجاد:)خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری .من چون تویی دارم وتو چون خود نداری..........................................................

احمدزاده

. . .

صنم

بیت اخرش یه جورایی بود همخوانی نداشت با عرض پوزش دلبرا[گل] دوست دارم حرف دل بنئیسی مثل دیشب من