کُهنهفتن‎ - از مجموعه خواب گردی ها

اگر در خواندن عنوان این نوشته مشکل دارید مثل یک عابر ناشناس واقعی حوصله کنید و تا آخر این مطلب را با دقت بخوانید!

دیشب بعد از مدت ها یک خواب بلند دیدم. داشتم برای مریم گلی قصه سهراب را می‌گفتم که خودم هم خوابم برد ...

خواب دیدم سوار ماشینی شده‌ایم و داریم در یک مسیر کوهستانی بالا می‌رویم. به من گفتند که اینجا کوهستان شمیرانات است و ما تا بالاترین جایی که می‌شود با ماشین رفت رفته‌ایم. یک دفعه یک قلعه، یا چیزی شبیه یک معبد متروکه دیدیم. ماشین توقف کرد. من صندلی عقب سمت شاگرد نشسته بودم اولین کسی بودم که از ماشین پیاده شد. هیچ کدام از سرنشینان و راننده را نمی‌شناختم. یکی گفت اینجا باید کلیسای مسیحیان باشد و اشاره کرد به چراغی که از میله‌ای آویزان بود و دودی که از چراغ بر می‌خاست. وارد آن بنا شدیم. هیچ کس آنجا نبود. پشت در حیاطی بود که به نظر می‌رسید از کف زمین بالا آمده باشد، چیزی شبیه یک سکوی سنگفرش شده. بعد از حیاط اتاقکی بود که انگار قبری در آن بود. همراهان من به داخل اتاقک رفتند. من که با آنها احساس آشنایی نمی‌کردم همان بیرون، در حیاط ماندم و مشغول نماز شدم‌. در میان سنگفرش حیاط، سنگهای چارگوشی بود که قدری برجسته‌ای بودند.

زن کوچک اندامی از پشت یکی از این سنگ ها ظاهر شد و به من اشاره کرد که قبله به سمت چپ است. من از تماشای ناگهانی زن نترسیدم و با اشاره او 45 درجه چرخیدم. اما حس کردم اینجا که من هستم یک قبرستان است و شاید من دارم روی قبر کسی نماز می‌خوانم. نمازم را به سرعت تمام کردم. در حیاط قدم زدم. انگار در کنار هر سنگ چارگوش زنی مویه می‌کرد یا دعا می‌خواند. در حاشیه اتاقکی که قبری در آن بود چند قبر بزرگتر بود که نوشته هایی روی آن بود. روی یکی از قبرها به خط نستعلیق نوشته بود کهنهفتن. با خودم فکر کردم یعنی چه؟ به ذهنم رسید شاید منظورشان کوه نهفت تن باشد یعنی تن نهفته در کوه.

این مردم  مرده هایشان را در کوه، زیر سنگ ها پنهان می‌کنند. گویی شبح آن مرده را می‌دیدم مردی بود با ریشی بلند ...

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبا

سلام. خیر است ان شااله من یاد معابد زرتشتی ها افتادم! هم از عبارتی روی قبر نوشته شده بود، هم از چراغ روشن و هم از تعبیر شما "تن نهفته در کوه"

ريحانه

سلام واقعا دست مريزاد به خاطر تعريف جامع و كاملتون از خوابي كهديديد احساس كردم خودم درانجا حضور داشته ام! خير است انشالا

برق - قدرت

سلام حالا که اینقدر با جزئیات خوابتان را به یاد دارید بهتر نیست از معبرین فاضل - که لابد سراغ دارید - تعبیر آنرا جویا شوید ؟ شاید مبشراتی داشته باشد که باعث بیداری شود . به هر حال برخی خوابها چراغ راه بیداریند... موفق باشید.

حدیث

انشاالله که خیر است،راستی،نوشته های سال 84 این وبلاگ واقعا حال و هوایی وصف ناشدنی دارند.

سعید

کوه نه فتن (دو شهر بیشتر از هفت شهر عطار)

خانوم مهندس

خواب هاي من خلاصه شده تو نيش زدن مار و زنبور و حمله كردن سك و سركرداني تو جنكل و باشيدن خون!! و كم شدن تو شهر غريب يا كم كردن جيزي. يا مبتلا شدن به نوعي بيماري عجيب. روانم عجيب در عذاب است. ايشالا خواب شما هم خير است

خانوم مهندس

شايد اين كلمه به مردان انجلس اشاره داشته باشه, 7 نفر بودن؟ كهن هفت تن

محسن

خیلی واضح است معنای آن . . .

محسن

خواستید می گویم.

هدایت

سلام به نظر من خواب جالبی است، تن نهفته در کوه، چیزی شبیه. دخمه گورهایی که نزدیک مقبره کورش است، شاید کوه نشانه استواری.و قدرت روح باشد