وصل

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه

که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند...

ز مهربانی جانان طمع مبُر حافظ

که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

/ 3 نظر / 27 بازدید
زهرا

سلام این غزل پر از انرژی است، مخصوصا اگر در پاسخ به تفال افراد باشه. شاد باشید!

هیچکس

من متهمم به جور و ستم به تنها و عزیزترین روحی که تا کنون در زندگی داشته ام.اگر بدانید چه بار سنگینی است که او را که دیوانه وار دوست میداشتی در حال بد دببینی و آن حال بد از تو باشد و تو آخرین کسی باشی که کمکت پذیرفته باشد.

صنم

در جواب دوست همفکرم: بیا که هاتف میخانه دوش بامن گفت که در مقام رضا باش واز قضا مگریز میان عاشق ومعشوق هیچ حایل نیست توخود حجاب خودی حافظ از میان برخیز