خمار صدشبه دارم

بعضی غزل های حافظ غزل کامل اند. یعنی هر بیت آن به تنهایی زیباست و تمام ابیات هم در کنار هم منظومه واحدی می سازند به قول شاعران محور عمودی شعر استوار است. مثل این غزل:

اجازه بدهید از یک زاویه تازه به این شعر نگاه کنیم: زاویه صدا. این شعر پر از ساز و صدا و نواست. دو بار در شعر نام مطرب می آید که هر دو بار ساز و صدایش حافظ را از خود بیخود کرده. در بیت چهارم با کلمه "پرده"به زیبایی بازی می کند. در بیت ماقبل آخر هم دوباره به مطرب بر می گردد که سازش کوک است و عجب سازی دارد. حافظ در جای دیگری می گوید:

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد

نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

بیت آخر کولاک است. پایانی زیبا برای شعری زیبا. صَدا یعنی پژواک (اکو). صدا پاسخ و عکس العمل نداست. مولانا می فرماید:

این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا

حافظ می گوید: دیشب در دل من ندای عشق تو جاری شد. تا هنوز فضای سینه ام لبریز از پژواک آن ندا است. در بیت سوم هم اشاره می کند که ظاهر من خاموش است اما در درونم غوغایی برپاست که با توجه به بیت آخر همان ندای عشق است و آشوب شیدایی، آهنگی که گویی تا آخر عمر در ذهن حافظ جاری است.

/ 3 نظر / 13 بازدید
میترا

نگاه جالبی بود پس غزل خوبی هم برای سنگ مزار حضرت حافظ انتخاب شده بر سر تربت من با می و مطـرب بنـشین تابـه بویت ز لحَد رقــص کـنان برخیزم

اگر اشتباه نکنم وزن شعر "مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن" باشه. وزن وزینی هست [زبان]

مهدی

سلام واقعاً این شعر عالیه و استاد شجریان هم این شعرو خیلی قشنگ خونده. من از این بیت سوم و آخرش تو یه نوشته ای استفاده کردم و گفتم: یکی از شگفتی های خلقت اینه که خداوند انسانها رو به گونه ای خلق کرده که برای برآورده یا برطرف کردن بعضی نیازهاشون، مجبورن به شکل دیگه ای عمل کنن، یعنی چی؟ یعنی اینکه هر وقت ما در درونمون یک نیازی رو احساس می کنیم که می بینیم و می فهمیم کسی پاسخگوی این نیاز ما نیست، از کس یا چیز دیگه ای اون نیاز رو طلب می کنیم در حالی که نمی دونیم کیه؟ چیه؟ و یا کجاست؟ شاید همه این ابیات از "حافظ" رو شنیده باشیم: در اندرون من خسته دل ندانم کیست/که من خموشم و او در فغان و در غوغاست ندای عشق تو دوشم،در اندرون دادند/فضای سینه "حافظ" هنوز پر ز صداست