شعر عارفانه (2)

رباعیاتی منسوب به ابوالسعید ابوالخیر

(١)

پرسیدم از او واسطه ی هجران را

گفتـــا: سببـی هست بگویـم آن را

من چشم توام اگر نبینی چه عجب

من جـــان توام کسی نبیند جـان را

(٢)

دل کیست که گویم از برای غم توست

یا آنکه حریم تن سرای غم توست

لطفی است که می کند غمت با دل من

ور نه دل تنگ من چه جای غم توست؟

(٣)

راه تـو به هــر روش که پوینـد خوش است

وصل تو به هر جهت که جویند خوش است

روی تو به هـر دیــده که بیننـد نکوست

نام تو به هر زبان که گویند خوش است

(۴)

آن دل که تو دیده ای زغم، خون شد و رفت

وز دیــده ی خـون گرفتـه بـیرون شد و رفت

روزی به هوای عشق سیری می کرد

لیلـی صفتی بدید و مجنـون شد و رفت


شعر عارفانه (١)

/ 6 نظر / 32 بازدید

بسیار زیبا!

ارزو

لطفی است که می کند غمت با دل من ور نه دل تنگ من چه جای غم توست؟ vaaay man aasheghe in beytam harke delash az ghame ou shaad gardad .... با توام ای نور! ای منشور! ای تمام طیفهای آفتابی! ای کبود ارغوانی! ای بنفشآبی! با توام ای شور! ای دلشوره شیرین! با توام ای شادی غمگین! با توام ای غم! غم مبهم! ای نمی دانم! هر چه هستی باش! اما کاش... نه، جز اینم آرزویی نیست: هر چه هستی باش! اما باش! heeey age dus dashtid va vaght dashtid be nazaram javab bedin khoshahal misham

حامد

سلام /عیدتان مبارک...کم می نویسید...کم نوشنتان را هم دوست داریم. با احترام

صنم

فوق العادست لذت بردم این عرفاوزاهدای افرااطی وقتی دل بدن تا تهشو میرن!!!!!!!! ان دل که تودیده ای زغم خون شدورفت وزدیده ی خووون گرفته بیرون شدورفت

يک هموطن

متشکرم جناب مسيح از عارفانه های دلنشين شما بهره مند شدم . بهشت دلتان گسترده تر باد

parisa

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس گویی ولی شناسان رفتند ازین ولایت اینم به خاطر ارادت به سرورم آقا امام حسین(ع) ممنون.استفاده کردم.