حرف های سه ساله

هفته پیش که قشم بودم، یک شب خوابم نمی‌برد. بچه ها دعوت کرده بودند در مراسم شب یلدای دانشکده صحبت کنم. این متن را آن شب نوشتم اما امشب که مراسم بود -و خیلی هم خوب بود:blush:- گوشی ام را در اتاقم جا گذاشتم و قسمت نشد برای بچه ها بخوانم. به یادگار اینجا می‌نویسم.

در این سه سالی که اینجا هستم اولین باری است که از من دعوت می‌کنند در مراسمی که به موضوعی جز اپلای و انتخاب گرایش مربوط است صحبت کنم.
با خود می‌اندیشم چرا سه سال طول کشید؟
من که یک دنیا حرف دارم برای شما و از زندگی راحت و رفاه آن طرف آب گذشتم به خاطر شما، شما دانشجوهایی که بسیار دوستتان دارم و غالباً نام تک تک شما را به خاطر می‌سپارم که جزیی فراموش نشدنی از زندگی من هستید.
امشب هم مرا دعوت کردید و هم از من خواستید شعری از خودم بخوانم برای اولین بار در این سه سال.
یعنی بعد از سه سال شریف فهمید که من شاعرم؟
آخرین باری که در شریف شعری خواندم ۱۶ سال قبل بود. چرا متنفرم از شعر خواندن در شریف؟ 

۱۶ سال قبل کلاسی داشتم در دانشگاه شریف که تعداد محدودی در آن شرکت داشتند و خوش‌ترین اوقات شریف من همان عصرهای دوشنبه بود که به قول قیصر، پایتخت جهان بود. یادم هست یک بار یکی از شعرهای پابلو نرودا شاعر معروف شیلی را دستکاری کردم و خواندم:

همه جا برنج و
نان و
سیب است

در شریف
درس
درس
درس


از آن موقع تا به حال شریف تقریبا همان است که بود و طبق قانون اول نیوتن حرکت مستقیم ‌الخط یکنواخت خود را بر همان راستایی که دکتر مجتهدی ۵۰ سال قبل ترسیم کرد ادامه می‌دهد. نه بهتر می‌شود نه بدتر. البته حالا یک سردر ۶ میلیاردی هم دارد که ۱۶ سال قبل نداشت. شریف همان است که بود، اما دل من می‌گوید آدم های باحال آن کمتر شده‌اند و کمیت ها و عدد و رقم هایش بیشتر. 
 به قول حامد همایون :

هنوزم همونم
یه کم مبتلاتر
هنوزم همونی
یه کم بیوفاتر


با خود می‌اندیشم شاید تز جدایی شعر از شریف، اعتراضی است به این فضای شریف و بدتر از آن فضای برق شریف که آدم ها را با عدد و رقم می‌شناسد آدمی که ناموس خداست و خدا روی او غیرت و تعصب دارد و هدفی از خلقت او متصور بوده که به معدل و رتبه کنکور او ربطی ندارد.

باید روی این صندلی ها ایستاد به جای نشستن،
و کتاب هایی را که در آن حرفی از عشق نیست پاره کرد

بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علـم عشـق در دفتــر نباشد

باید «انجمن شاعران مرده» را زنده کرد.

/ 1 نظر / 139 بازدید

سلام آقای دکتر گویی در دانشکده برق مد شده که همه از اوضاع ناراضی باشند و از تغییر دم بزنند. شما که این حرف‌های قشنگ را می‌زنید، لود درستان را کم کرده‌اید؟ آیا تا به حال یک لحظه فکر کرده‌اید تمرین‌های زیادتان به چه دردی می‌خورند؟ با تشکر