آن جان عاشق

عشق آسمان است و روح زمین، یعنی عشق فاعل است و روح قابل. بدین نسبت میان ایشان ارتباطی است معنوی، او این را در می کشد و این او را برمی کشد …


عشق را رهبر عقل است اما به نسبتی دیگر. هرچه او اثبات می کند این برمی دارد تا به حدی برسد که عقل نتواند که هیچ چیز اثبات کند. چون عقل از اثبات باز ایستاد عشق خود را بدو نماید و گوید در من نگر. عقل از هیبت این سخن روی در عالم نفی آرد ...

شاگرد نوکار را استاد چون خواهد که در کار آرد حرفی بنویسد پس انگشت او بگیرد و بر سر آن حرف نهد. اگر چه از راه معنی کاتب، استاد مکتب بود اما در عالم صورت انگشت شاگرد بر حرف بود. ای برادر هر کس و ناکس انگشت بر حرف عاشق کار افتادۀ دل به باد داده نهد در عالم صورت، اما چون به عالم معنی رسد بداند که آن حرف به معشوق مضاف بوده است و عاشق در میانه بهانه و بر ناوک ملامت نشانه

 

دارم لوایح عین القضات همدانی را می خوانم. پس از سال ها رسیده ام به آن جان عاشق. کسی که مشعل علم و شعله عشق را از دست خیام و غزالی گرفت و جان بی تابش را، حلاج وار، بر سر هویدا کردن اسرار نهاد.

او را نیمه شب دار زدند و فردا شب جسم او را از دار پایین آوردند و پوست بدنش را کندند و جسدش را در بوریایی پیچیدند و به نفت آلودند و آتش زدند.

ما مرگ و شهادت از خدا خواسته‌ایم

وان هم به سه چیز کم‌بها خواسته‌ایم

گر دوست چنین کند که ما خواسته‌ایم

ما آتش و نفت و بوریا خواسته‌ایم

پی نوشت:

1- بوریا حصیری که از نی می سازند.

2- قبلا هم نوشته ام که یک دورانی (قرن پنجم و ششم هجری) در تاریخ امت اسلام سالهای سیاه تعصبات مذهبی است. من به این سالها قرون وسطای تاریخ اسلام می گویم.

/ 13 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خواننده جديد

سلام مدتي است خواننده وبلاگتون هستم با توجه به نوشته هاتون شمارو فردي نابغه و اهل مطالعه يافتم من يه دختر ٢/٥ ساله دارم مدتي ست در ايران طرحي به نام شيچيدا براي آموزش كودكان اومده كه البته فقط كلاس هاش در تهران وقم هست شما از اين روش اطلاعي داريد ؟ اگر مايل بوديد و تحقيق كرديد خوشحال ميشم نتيجه گيري تون رو بدونم ، شايد براي دختر گل شما هم مفيد باشه ، البته در ايران هزينه بالايي داره .

خانوم مهندس

من پاراگراف آخر خطوط آبی رنگ رو متوجه نشدم! [خنثی] یا متن خیلی ثقیل بوده یا من خیلی ازین وادی ها دور افتادم

فریبا

سلام دوست عزیز و همشهری در هر دو کشور. امروز عزیز ناسناسی وبلاگ شما را معرفی کرد. از اولش شروع به خواندن کردم. خوشحالم همشهری در این سوی دنیا با طبع شعر اینقدر زیبا می نویسد. بخصوص مطلب 4 خرداد 89 دو کلمه حرف خصوصی . برایتان آرزوی موفقیت ذارم.

سلام

اینجا بمان ٬ تمام جهان عاشقت شدند تنها نه من ٬ زمین و زمان عاشقت شدند ای بره ی سفید ! به غیر از شبان تو یک گله گرگ ٬ زوزه کشان عاشقت شدند منصور ها به شوق تو بالای دار ها.... رفتند و با صدای اذان عاشقت شدند سنتور و نی ٬ تنبک و دف ٬ مست میزنند " ماهور" و " شور" و " جامه دران " عاشقت شدند در " رودکی " و " کلهر " و " لطفی " نشسته ای چنگ و کمانچه ٬ تارزنان عاشقت شدند حتی خدایگان به تنت غبطه می خورند آیات در یقین و گمان ٬ عاشقت شدند از " منزوی " : جنونی و از " آتشی " : شکوه کاین گونه مات ٬ منتقدان عاشقت شدند ای جوهر اصیل ترین شعر های ناب برگرد ٬ شاعران جوان عاشقت شدند♥♥♥♥ نظرتون ؟ اگه نظرتونو نگین منم[گریه]

واااای به روووح حافظ قسم بدنم مور مور شد محشرههههه تو اینو کی تونستی بگی ناااابغه تکه تک چشااام واااا شده دلم ضرباااانش بیشتر شده دستاااااتو قلمتو میبوووووسم ممنون ودست میزاد که خود خودشه دوست جون شااااعرم.[گل][گل][گل][قلب]

اقای نظری واسه خودش گفته وقابل قیاس با شعر استاد من نیست با چه ظرافتی اناع سازهاودستگاه های موسیقی واساتید تک نواز رو میاره تو ابیات میگنجونه وای که من با خواندنش بند بند وجووودم عاااشقت شدند[گل][گل][گل][گل][گل]

طنین آوا

بسیار زیبا بود. استفاده کردم.اقای کامرانیان میگوید:گل عشق در سینه ی پاک شکوفامیشود. با احترام دعوتید به خوانش یک شعر کودکانه و یک قطعه ادبی

فرامرز

چند صفحه از وبلاگتان را خواندم روان و صمیمی می نویسید. سپاسگزارم

دوست

مثل عین القضات باش نه حامل حرفهایش

سحر

لوایح منسوب به عین القضات است تا جایی که من تحقیق کرده ام.