فرصت سوز

رنج فراوان دیده‌ام در چشم‌ها در چهره‌ها
ای شمع فرصت سوز ما از خواب خرگوشی در آ

هر روز محشر می‌کنی هر خیر را شر می‌کنی
این کاروان را می‌بری ای ساربان آخر کجا؟

از چار سو دزد دغل رو کرده با مکر و حیل
تا دزد را بیرون کنم می‌ترسم از این کدخدا

شد بیشه از شیران تهی، ننگ است ما را روبهی
ای رادمردان کوتهی بر باد داد این خانه را...

 

تورنتو - ۱۲ اکتبر

/ 4 نظر / 11 بازدید
Saeed

salam... adam vaghti qazaliat shams bekhand maloom ast ke bayad kheili toofani bashad...yade sheretan oftadam ke ...be badam midahad bade parishani ke dar rahast... agha payandeh bashi....

زهرا

حرام گشت از اين پس فغان و غمخواري بهشت گشت جهان زانک تو جهان داري مثال ده که نيايد ز صبح غمازي مثال ده که نگردد جهان به شب تاري مثال ده که نريزد گلي ز شاخ درخت مثال ده که کند توبه خار از خاري مثال ده که رهد حرص از گداچشمي مثال ده که طمع وارهد ز طراري مثال گر ندهي حسن بي‌مثال تو بس که مستي دل و جانست و خصم هشياري .... استاد،از خوندن اين اشعار واقعا توان مضاعفی نصيب آدمی می شه. در پناه حق باشيد

باد صبا

سلام دستتون درد نکنه واقعا شعر قشنگی بود. کلی حس خوب داشت. موفق باشید و به امید دیدار راستی ببخشید که قسمتی از حجم محیط ایمیل شما را اشغال می کنم.

صنم

شعر زیباییه این سبک شعرو دوست دارم ولمس میکنم اخه دورم تواین سالا نامردو دغل وروباه صفت زیاد بوده ومن ساده دل همه رو پرهیزکارومعصوم میدونستم خلاصه بارسوم که بردنش اول مهر 91 بود که تورو همین نبش ارکیده با بچه ها دیدم جیزی رو که میدیدم باورم نمیشد دخترارو گذاشتم مدرسه وبرگشتم خونه لباس عوض کردم زنگ درو زدن از در درامدی ومن از خود به در شدم گویی ازین جهان به جهان دگرشدم