خیام، افسانه یا واقعیت؟

 

این جلسه کارگاه شعر و ادب را خودم هم دوست داشتم. ابتدا فکر می کردم انتخاب خیام از میان این همه شاعر شاید چندان برای مخاطبان جذاب نباشد اما دلیل محکمی داشتم برای این کار: خیام در قرن 19 میلادی معروف ترین شاعر شرقی بود در دنیای غرب و تاثیر شگرفی بر ادبیات اروپا گذاشت. (نقشی که امروزه مولوی دارد کم کم به دست می آورد)

بر خلاف انتظار من مخاطبان بسیار به وجد آمده بودند و تقریبا هر کدام شان در بحث مشارکت داشتند. 

بحث را با یک رباعی خیام آغاز و با همان تمام کردم

گر من ز می مغانه مستم، مستم

گر کافر و گبر و بت پرستم هستم

هر طایفه ای ز من گمانی دارد

من آن خودم چنان که هستم هستم

شاید خیام، که سال ها در پی علم رفت، دست آخر دید که علم برای سوالات اساسی او پاسخی ندارد، آن وقت دچار حیرت شد:

هرگز دل من ز علم محروم نشد

کم ماند ز اسرار که معلوم نشد

هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز

معلوم شدم که هیچ معلوم نشد

همه ی ما موجی از شک در دل داریم. بسیاری از ما این شک را پشت نقابی از یقین پنهان می کنیم. بعضی هم مثل خیام با صدای بلند شک های شان را فریاد می زنند:

آنانکه محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
 ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند
پیام خیام غنیمت شمردن وقت است. انسانی که از گذشته خود خبری ندارد و ناآگاه از آینده است باید قدر امروز خود را بداند:
این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری؟
پیش آر پیاله را که شب می گذرد ...
/ 8 نظر / 25 بازدید
فارغ التحصيل ممتاز

همشهري ما هم سن و هم رشته ايم. وقتي از مادرت مينويسي بدجوري دلم ميگيره. من در کودکي مادرم رو از دست دادم و اصلاً هم عکسي ازش نبود تا بدانم چه شکلي بوده، يادمه در دوران ابتدايي همش در خلوت و يواشکي براش گريه مي کردم. چقدر معصوم بودم که فکر مي کردم دوباره زنده ميشه. داستان من و مادرم داستان غريبي است. مظلومانه ترين آن قسمتي است که من خودم تو بچگي در قبرستان محل قبرش رو پيدا کردم و به چند تا از داداشام نشون دادم. يعني بزرگترها اين کار رو نکرده بودند. قسمت هاي مظلومانه ديگري هم هست که از شمارش خارجه. بله اين اتفاقاتي است که ممکن است براي يک کودک در يک روستا بيافتد. من از جمله خوش شانسها بودم که هوشم بطور طبيعي بالا بود و رشد کردم. ديگراني بودند که در اين وضعيت اين شانس رو هم نداشتند. زمانيکه سختي ها به شما رو آورد تصور کن که بدتر از اين هم ممکن بوده پس هواي مادرت رو داشته باش. خيلي خيلي با ارزشه.

ناصر

تا کی ایرانی؟

امین

سلام... بسیار تفسیر زیبایی از اشعار خیام داشتید... من خیلی دوس دارم بیشتر راجع به مابقی اشعار خیام بدونم... چون بسیاری از اشعارش برام ایجاد ابهام و ایهام داشت... اگر منبعی میشناسید به من معرفی کنید...

شاید خودم

مرزِ بین شک و یقین کجاست؟ من هر زمان شک هایم را گفتم، متهم شدم به کفر. اما یک روز همه شان را سنگ نبشته خواهم کرد...

zahra

ممنون بابت نوشته تون راجع به خیام فیلسوف...