نه اینجایم! نه آنجایم! کجایم؟ *

 اشاره کردم به پای استاد و گفتم هنوز یادگار دوست با شماست؟ گفت امیدوارم که قابل باشم ... 

استاد می گفت تصمیم به ماندن یا بازگشت چیزی نیست که با فکر کردن به نتیجه برسد چون در هر دو سو دلایلی هستند که از یک جنس نیستند تا قابل مقایسه باشند. گفتم به نظر من حیات مجموعه ای از آنات است (اگر روزی از سن و سالم بپرسی / غزلهای ناگاه را می شمارم) مثل همین آنی که من پیش شما هستم و از هر ثانیه آن لذت می برم. در آن سوی آب از این آنات خبری نیست.

استاد گفت به شما هشدار می دهم که بر اساس احساس تصمیم نگیری. من دوستانی داشتم که به همین هوا به تهران آمدند و الان ۳۰ سال است که همدیگر را ندیده ایم. می گفت زندگی آنقدر درگیرت می کند که دیگر وقتی برایت باقی نمی گذارد. همین الان که تو به دیدار من آمدی به خاطر این است که چیزی کم داری و وقت داری که به این کمبودها فکر کنی. من می ترسم از روزی که فرصتی برای فکر کردن نداشته باشی.

ترسی شفاف مرا فرا گرفت...

پی نوشت:

* عنوان این نوشته حاصل پیاده روی های دیشب است. شاید روزی به هیات غزلی در آید!

/ 8 نظر / 9 بازدید
خانوم مهندس

بعد ازین ترس شفاف معمولا در صمیمیت سیال فضا خش خشی شنیده میشود و کودکی دیده میشود که از کاج بلندی بالا میرود ا جوجه ای بردارد از لانه نور همیشه سر دوراهی بودن سخته

امثال ما در این دنیای دو بعدی غرب همیشه چیزی کم داریم اما من (و قطعا خود شما هم) کسانی را دیدم که بعد از بازگشت به ایران حتی برای به دست آوردن مایحتاج زندگی خود دچار مشکل شده اند و نهایتا چاره ای جز مهاجرت دوباره ندیدند! مسایل دیگر به کنار! بود آیا که در میکده ها بگشایند؟

راستی لطفا نکته زوج و زوجه را بیشتر توضیح بدید. با تشکر.

motahare.y

من عاشق ادبیاتم و دوست دارم بنویسم.البته رشتم این نیست ولی دوست دارم...به نوشته هاتون علاقمند شدم.

در اوصاف حور...

این تاویل در واقع قائل به استعاری بودن توصیفات قرآن هست؟ اگر این مسئله را قبول کنیم بحث مرد سالارانه بودن اصلا مطرح نمی شود وگرنه قبول کنید که از توصیفاتی که خود قرآن کرده جنسیت کاملا واضح هست. البته من شخصا به مساله مرد یا زن سالارانه بودن فکر کرده بودم ولی دغدغه اصلی ام نبوده.

صبا

سلام، قضيه ي بازگشت شما منو ياد دكتر عظيمي مي اندازه،مي شناسيدشون؟ دقيقا ايشون هم مثل شما يه كوچولو دارن. و همزماني با انتخابات هم مشابه شرايط شماست.

در اوصاف حور...

من دقیقا متوجه دلیل تاکید شما روی لفظ تشبیه نمی شوم. اگر معاد جنبه جسمانی ای داشته باشد قطعا باید نعمت های بهشتی بعد مادی هم داشته باشند. از مهمترین وعده های قران به مومنان همین زنان متعدد زیباروی و ... هستند. آیا این نظریه معتقد هست که این توصیف واقعیِ این نعمت ها (بهشتیان که زیبا هستند یا نعمت های زیبای بهشتی؟) هست؟ در این صورت کابرد لفظ تشبیه درست هست، وگرنه اگر مراد چیز دیگری باشد و برای نزدیکی به ذهن بشر خاکی به این صورت بیان شده همان مفهوم استعاره متبادر می شود. من در واقع تفاوت این تفسیر دکتر انصاری را که اشاره کردید با تفسیرهای موجود نفهمیدم. [لبخند]

شهریار

سلام این تصمیم بزرگیه از شما خواهش می کنم کاملا بدون احساس هم تصمیم نگیرید. فکر کنم جنگی در راه باشه جنگ بین عقل و احساس... شایدم تقابل یا همراهی