سوالاتی از قرآن ۳

بر سر شوق آمدم که باز بپرسم

۱)   لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ...
سوره بقره آیه ۲۵۶ :ترجمه استاد فولادوند: در دین هیچ اجبارى نیست‏. و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است‏.

 سوال: وظیفه‌ی پیامبران فقط رساندن پیام است و مردم خودشان باید راه درست را از نادرست تشخیص بدهند. آیا دینداران می‌توانند کسی را به خاطر ایمان نیاوردن یا عمل نکردن به  بخشی از دین مجازات کنند؟

 ۳)وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِـی الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَـکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی
سوره بقره آیه ۲۶۰ : ترجمه آیت اله مکارم : و [به خاطر بیاور] هنگامى را که ابراهیم گفت‏: (خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مى‏کنى‏؟) فرمود: (مگر ایمان نیاورده‏اى‏؟!) عرض کرد: (آرى‏، ولى مى‏خواهم قلبم آرامش یابد.)

مگر ابراهیم کسی نبود که ملکوت آسمانها و زمین را دیده بود٬ پس چرا هنوز قلبش مطمئن نشده بود؟ اگر مثل علامه معتقد باشیم که ابراهیم دنبال دیدن کیفیت زنده شدن مردگان بود پس چرا خدا از او می‌پرسد مگر ایمان نیاورده‏اى‏؟

با صبا افتان و خیزان می‌روم تا کوی دوست
وز ر فیقان ره استمداد همت می‌کنم

quran.jpg

/ 4 نظر / 11 بازدید
علی قاسمی

با سلام اين که فرموديد : آیا دینداران می‌توانند کسی را به خاطر ایمان نیاوردن یا عمل نکردن به بخشی از دین مجازات کنند؟ به خاطر ايمان نياوردن کسی را نمی توان مجازات کرد و فکر نمی کنم اگر کسی به يک دين اعتقاد داشت و به دين ديگر اعتقاد نداشت مستوجب مجازات باشد. ولی اگر کسی به دينی ايمان اورد و شرايط انرا پذيرفت نبايد از عمل به دستورات ان خود داری کند ولی باز هم تا جايی که به حقوق بقيه تعرضی نداشته باشد و با عمل نکردن به بعضی از دستورات حقی را از کسی سلب نکند فکر نمی کنم مستوجب مجازات باشد. البته بنده کاملا کلی گفتم و وارد جزييات هيچ دينی نشدم و اين نظر شخصی بنده در مورد کليه اديان هست و مطمئنا صاحب نظران دينی بر نظر بنده نقد وارد می دانند ولی نظر من اين بود.

امين

دين يک دعوت است. خداوند می گويد هر کس نتيجه عمل خود را می بيند. اگر بد کاشتی بد درو می کنی و اگر خوب کاشتی خوب درو می کنی. انسان حق انتخاب دارد ولی بايد عواقب کارش را نيز تحمل کند. دينی که با اجبار داده شود با وزش باد ازبين می رود . دينی که مايه کسب در آمد شود در نظر مردم خوار و ناچيز می شود. دينی که عده ای خود را صاحب ان بدانند همان کسانی هستند که راه خدا را سد می کنند. در اين باره حرف های بيشمار و درد دل فراوان می توان زد. ما عيب کارمان اين است که به ذهن بشری خود اکتفا کردیم و از ذهن الهی خود استفاده نمی کنيم . ذهن بشری راه به ملکوت خدا ندارد. مذهب در خدمت معنويت برای انسان بال است ولی معنويت در خدمت مذهب ريسمان است. ما دچار دومی هستيم. اين است که دچار منيت و کبر و خود ستايی هستيم. پينه بستن بر سر پيشانی ها باز باب شده است ولی دروغ در جامعه هر روز فوی تر و بزرگ تر می شود. در مورد مبارزه با بد حجابی هم که بايد به حال جامعه خون گريه کرد. مردم چه حکم بدی در باره خود می کنند. امام رضا گفت دين همان عشق است و محبت است ولی ما دلمان از محبت تهی شد و سجاده هايمان آباد تر. دين بدون عشق بت می شود .

امين

عشق صبور و مهربان و شکور و آهسته حرکت می کند. فرصت می دهد می آموزد امتحان می کند باز صبر می کند ولی ما نسبت به هم صبور نيستيم. مهربان نيستيم. عده ای خود را مذهبی عده ای خود را مذهبی و بچه هيئتی و.... اينها پرده های ميان دل مردم شد. اينها عشق را برد و دين را نيز برد. عيب جويی نکنيم. غيبت نکنيم. آنچه را خدا با ستار العيوبی خود پوشانده فاش نکنيم. دست متجاوزان به بيت المال را قطع کنيم. مصلح باشيم و دلسوز. نه رياکار و متکبر که دين خود را به دنيا جار می زند. مهربان و عاشق مردم. اين کليد در بهشت خداست. بدون اينها در وادی حيران سرگردان می مانيم مانند شتری که تشنه به هر سرابی روی می آورد در حالی که عده ای را بر پشت خود سوار کرده است. دين خدا که اسلام است صبور است. اين را از رسول خاتم می توان فهميد. پيامبر ئين را با حرف و زور بين مردم رواج نداد. بلکه با عشق و صبر ومهربانی . هيچ گاه کسی را مجبور به دين داری نکرد ولی مثل پدری مهربان اصلاح کرد. دست متجاوزان به بيت امال را قطع کرد حتی اگر از اشراف قريش بودند. حال به فاصله خود و دين محمد نگاهی بيندازيد. قاتل قصاص شود دزد محکوم شود. متجاوز دستگير شود.

عدالت رعايت شود. رشوه گيرنده و خورنده رسوا شوند. اينها قوانين اجتماعی است که در همه اديان نيز پيامبران گفتند و مختص اسلام نبود. اينها رعايت شود. اما در يکی از نماز جمعه های يک شهرستان امام جمعه ای گفت به نظر من کسی که ۴ روز روزه خواری می کند بايد اعدام شود. اينها کسانی هستند که خداوند گفت از خدا و رسولشان جلوتر زده اند. اين حرف يعنی منيت يعنی کبر يعنی تنفر نه عشق نه دين نه اسلام. اين ها درد دل است. اينها بيان درد است که دلسوزانه گفتم. خدا می داند که از همه جاهل ترم چون به درون خود آگاه تر از هر کسم. بنده ای هستيم که مالک هيچ چيز خود نيستم. دوستان من اگر کسی را ديد که کار خلاف دين می کند او را عاشقانه به راه بياوريد صبور باشيد که او موجودی صاحب عقل و کرامت است. خداوند او را به اندازه شما دوست دارد . او هم شايسته عشق خداست. اگر کسی سلامت جامعه را به خطر انداخت او را از جامعه طرد کنيد. اما آغوش خود را برای هر لحظه بازگشت او به جرگه دينداران باز نگه داريد و پس از اصلاح شدن گذشته اش را فراموش کنيد که انسان زنده شده پس از مرگ را به ياد روزهای وحشت قبر نمی اندازند.