بچه چاله میدون

گاهی از دانشگاه که بیرون می آیم حس می کنم وارد جهنم می شوم، بس که آدم ها قاتی هستند، بس که رفتارها عصبی است. امروز سوار اتوبوس بی آر تی که شدم پیرمردی هشتاد و چند ساله هم با عصایی در دست وارد شد. هیچ کس بلند نشد که جایش را به او بدهد. به جوان تنومندی که روی صندلی مخصوص سالمندان نشسته بودم گفتم آقا لطفا بلند شو تا این پدر بنشیند. جوان با چهره بر افروخته گفت مگه کسی به من رحم می کنه که من به کسی رحم کنم؟ پیرمرد همینطور ایستاده بود و من به جای همه آدم هایی که نشسته بودند خجالت می کشیدم. گفتم این بنده خدا چه ظلمی به تو کرده؟ گفت شما دخالت نکن! من بچه چاله میدونم بچه میدون شوش نیستم و زیر لب چیزهایی گفت. اگر یک سی سانتی قدش کوتاه تر بود چند تا از راههای رسیدن به خدا را نشانش می دادم. رویم را از او برگرداندم ... بغل دستی ام که شاهد مکالمه ما بود گفت ولش کن این خره نمی فهمه چرا باهاش بحث می کنی؟ گفتم وظیفه ما هست که تذکر بدیم و الا جامعه بدتر از این میشه. بالاخره این آقا هم وجدان داره تو خلوتش فکر می کنه.

وقت پیاده شدن اشتباه کردم و یک ایستگاه زودتر پیاده شدم. از قضا بچه چال میدون هم پیاده شد و یک راست آمد طرف من. خودم را آماده کردم که چند تا از راههای رسیدن به خدا را نشانم بدهد. گفت من زخم خوردم می دونی یعنی چی؟ هفت میلیون به یه نفر که سرطان داشت دادم پولم رو بالا کشید. گفتم میفهمم چی میگی اما همه مردم بد نیستن... گفت من یه پیرمرد 137 ساله رو می بردم حموم. کلی دعام می کرد. دیروز مرد. چرا دعاهاش نمی گیره؟ من نمی دونم تو چقدر سواد داری اما من لیسانس دارم چرا من بی کارم؟

قدری برایش از دردهای این روزهای خودم گفتم. آرام شد. گفت من بابام لُره مادرم کُرد، عصبانی بشم بدجور قاتی می کنم .شما ببخش. گفتم: من هم نوکر لرها هستم هم چاکر کردها اما تو خوب باش و خوبی کن. یک شیرینی از جیبش درآورد و به من داد و دست داد و رفت ...

/ 10 نظر / 61 بازدید
صبا

امان از روزی که اعتمادها شکسته شود[افسوس]

محمد رضا

میگم اگر یه وقت نیاز شد راه‌های رسیدن به خدا را به یکی‌ نشون بدید از دومیش شروع کنین! اولین راه که کف گرگی بود را این رسانه‌های محافظه کار خیلی‌ بهش حساس هستن ؛) مشکل ساز می‌شه.

بیقرار

سلام استاد. صبح بخیر. مشاهده این وضعیت «عصبی» بودن متأسفانه خیلی فراگیر شده و به نظر من فقط به این دلیل است که هر کسی فقط به فکر خودش است! کسی به خوشبختی دیگری فکر نکرده و سعادت دیگری را نمی خواهد؛ فقط میخواهد خودش به اهداف ریز و درشتش برسد و کاری ندارد از چه راهی و به چه قیمتی. در مورد کم تحمل شدن و بی اعتماد شدن مردم هم به نظر من عامل «اقتصاد» که در این چند سال اخیر بسیار آشفته شده است، بی تأثیر نیست. همه به نوعی عجله دارند که به آرامش اقتصادی برای خودشان برسند و همه حرکات دیگران را به نیت سوء استفاده می پندارند. خدا عاقبت ما را به خیر کند.

از سیاتل

بهتر است که هر کاری می کنیم برای خدا بکنیم. حتی اگر مخاطب پدر و مادر باشد. آنوقت این دلشکستگی ها کمتر می شود. این هدف مستلزم شناخت خدا و ایجاد علقه و ...لذا کار راحتی هم نیست و عموما تبدیل به شعار شده. کلا صحبت از خدا تبدیل به شعار شده. نسخه سکولار این مسأله هم که می گوید هر کاری را بخاطر درستی آن نجام بده (آزاده باشید) بعنوان یک حرکت فردی در یک جامعه بیمار عموما باعث دلسردی فاعل می شود

می باری ای باران و می شوئی زمین را اما نمی شوئی دل اندوهگین را رگباری و سیلی ولی دانم که هرگز ابی یر اتش نیستی جان حزین را ...

صدرا

سلام ورودتون به قضیه و مهمتر از اون پیگیرشدنتون تحسین برانگیز بود؛ به خصوص اینکه با کمی صحبت و مدارا قضیه پایان خوشی پیدا کرد، ان شاءالله حق تعالی موهبت صبر و محبت به غیر رو برای همه ی ما مرحمت بفرمایند.

هموطن

سلام راستش از خواندن اين مطلب خنده ام گرفت ولي خنده اي تلخ... گفتم مقايسه رفتار مردم در ايران و كانادا تا مدتي شما را آزار خواهد داد. بنظر مي رسد عصبي بودن مردم و يا بعبارت شما قاتي بودنشان دلايلي فراتر از خودخواهي و به فكر ديگران نبودن داشته باشد . در اين مثال، جواني با مدرك دانشگاهي ، بيكار و مالباخته كه اعتماد كرده و خيانت ديده ( يا اومده ثواب كنه كباب شده ) توقع داريد عصبي نباشه ؟ ضمنا يك برداشت مذهبي غلط هم داره كه فكر ميكنه اگر كار خوبي در حق ديگران كرد حتما بايد نتيجه فوري بده ( بصورت كاملا ايدآل ، مشكلات مد نظر حل بشه ) كه تازه باعث سرخورده شدن و ضعف باورهاي ديني هم در وي خواهد شد. قبول كنيم كه تحمل اين حجم از مشكلات اقتصادي براي شاغلين هم سخت است چه رسد به افرادي كه كار هم ندارند . حالا ديگه وارد بحثهاي سياسي نشيم كه نخبگان مملكت كه در دوران تصدي مشاغل حساس ، پيراهن سفيد با يقه خاص مي پوشند بعد از پايان دوره مسئوليت ( تاخير در محاكمه ، واجب است ) به زندان و رد اموال ملياردي محكوم مي شوند ... باور بفرماييد اينها روي باورها و ايمان درصدي از مردم اثر مي گذارد . از آن طرف در كانادا ، عموم مردم د

کامران طهماسبی(شهید چمران اهواز)

من فقط میترسم خیلی می ترسم اوووووووووووونقدر فکر میکنم که دارم روانی میشم...مردم حق دارن آدمن ربات که نیستن دکتر!! هستن؟؟ دلم گرفت... دلم شکست...

کودک فهيم

الهي خيلي جالب بود، حرفي که از دل باشه ب دل ميشينه، اينجا حال همه خرابه. بعضي ها با دليل و بعضي ها فقط دنباله رو ديگران عبوس و سردن. دل قوي داريد اقاي دکتر

نوشین .م

من کلا از موبایل وکامپیوتر و...هر چی مظهر تکنولوژیه فراریم تو یه خونه ی قدیمی که تو حیاطش چند تا نارنج داره زندگی میکنم عاشق کتاب وتنهایی وعطر نارنج وصدای استاد افتخاری ام الان نشستم پشت کامپیوتر البته به اجبار یاد گرفتم پنجره اتاقم بازه بوی بهار نارنج فضای اتاقم را پر کرده افتخاری داره میخونه ونوشته های شما بدجور به دلم میشینه یک دست جام باده ویک دست زلف یار