۶- انس بن حارث کاهلی

انس بن حارث از بزرگان اصحاب رسول خدا است که درجنگ بدر و حنین شرکت کرده بود. اصحاب بدر جز سابقون صحابه هستند و شان والایی دارند. بعدها او ساکن کوفه شد.

ابن‌ اثیر می‌نویسد انس‌ بن‌ حارث‌ از رسول‌ خدا(ص) شنیده بود که‌: پسرم‌ حسین‌(( (در زمینی‌ در حوالی‌ سرزمین ‌عراق‌ به‌ شهادت‌ می‌رسد کسی‌ که‌ او را در آن‌ حال‌ درک‌ کند باید او را یاری‌ دهد. انس‌ بن‌ حارث‌ وقتی‌ فهمید امام‌ حسین‌ عازم‌ عراق شده‌ است‌، بی‌ درنگ‌ به‌ سوی‌ کربلا راه افتاد.

انس در کربلا مأموریت یافت تا پیام امام حسین علیه السلام را به عمر سعد برساند و او را نصیحت کند شاید به خود آید. وقتی به عمر سعد رسید سلام نکرد. عمر پرسید چرا سلام نکردی؟ آیا ما را کافر و منکر خدا پنداشته ‏ای؟! گفت: چگونه منکر خدا و پیامبر نیستی وقتی برای ریختن خون فرزند پیامبر مهیا شده‌ای! عمر سعد سر به زیر افکند و گفت: به خدا سوگند می‏ دانم که قاتل این گروه در دوزخ است ولی فرمان عبیدالله باید اطاعت شود.

 روز عاشورا، شیر مرد اسدی ، انس بن حارث ، از آفتاب عاشورا اذن شهادت گرفت. پیرمرد قد خمیده عمامه را از سربرداشت و آن را دو قسمت کرد، یک پاره اش را محکم به کمر بست تا قامتش راست شود و پاره دیگر را به پیشانی بست تا ابروان سفید و بلند خویش را از روی چشمانش کنارزده باشد .

 هنگامی که امام حسین علیه السلام این منظره را دید که صحابه سپید موی رسول خدا، چگونه خود را برای یاری فرزند او آماده می کند، اشک از دیدگانش سرازیر شد و فرمود شکرالله سعیک یا شیخ خدا را شکر می کنم که یارانی مانند تو دارم. انس به میدان رفت و رجز زیبایی خواند که مرز حق و باطل را از هم جدا می کرد:

آلُ علىٍ شیعَةُ الرَّحمنِ‏    وَ آلُ حَرْبٍ شیعَةُ الشَّیطانِ   

یاران و خاندان علی یاران خدای رحمان اند و بنی امبه یاران شیطان

 پیرمرد شیردل هشتاد ساله، دل به دریا زد و پس از آن که چهارده یا هیجده نفر از لشگریان یزید را کشت، شراب شهادت نوشید.

/ 7 نظر / 18 بازدید
مهری شریفی

اللهم صل علی محمد و آل محمد

سلام

بعید می دانم پیرمرد 80 ساله ای توان کشتن هفت یا هشت نفر داشته باشد.

حسین

با سلام در ارزش عاشورای حسین بن علی که سلامو درود بر او باد شکی نیست اما چرا سعی میکنیم با اقوال و احادیث و اعلام پیشگویی و غیب گویی آن را بزرگ کنیم ....مگر نه این است که خداوند در قرآن به پیامبر می فرماید که توغیب نمی دانی پس چگونه است که اینگونه پیشگویی ها را به او نسبت می دهیم . فکر میکنم قیام حسین به خود بسیار بسیار ارزشمند است و نیاز به پیرایه های اینچنینی که سندیت درستی ندار د نیست تا آن را بزرگ جلوه دهیم .

حسین

سلام و سلامت باشید اینجا وبلاگ شماست و حق دارید هر نظری را حذف یا اضافه کنید و سه بخش پاسخ من برای شما هم از آن جمله بود. اینجاست که باید گفت والامرو الیکم با تجدید احترام

کوفته تبریزی

حسین عزیزاز3دیدگاه شما در پست قبل بهره مند شدیم با اجازه محمد[گل] آقا .

کوفته تبریزی

این قلم شما بی تردید به حب حسین(ع) و اولاد واصحابش دوباره به گردش درآمده است و لبریز ازناگفته ها شده است خدا جوانانی چون حسین و شمارا حفظ کند که به دنبال کشف حقیقت هستید.

بهشت دل- پاسخ

سلام.<br>1- شکی نیست که عقل و شرع موید یکدیگرند. اما کدام عقل؟ عقل تجربی؟ آیا به صرف اینکه موضوعی عجیب باشد باید گفت با عقل سازگار نیست؟ مثلا همین حدیث که شاید با عقل شما سازگار نباشد با عقل بنده کاملا سازگار است. حال چه باید کرد؟ بسیاری از ما بر اساس تجربه و آموخته های خود قضاوت می کنیم اگر محیط و شرایط ما عوض شود قضاوت های ما هم عوض خواهد شد. آن عقلی که پیامبر و قرآن از آن یاد می کنند یا عقل فطری است یا معدل عقل بشری (فرآیند فهم) است که اصطلاحا به آن هرمنوتیک می گویند. <br>2- سخن و حدیث پیامبر هم مثل آیات قرآن است ( وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا سوره حشر آیه 7) اگر مطمئن شویم که جمله ای از پیامبر رسیده نمی توانیم نسبت به آن بی اعتنا باشیم.<br>3- با توجه به نکته 1 در طول زمان راههایی برای سنجش اعتبار احادیث شکل گرفته (علم رجال، درایه،...) . یک محقق قبل از قضاوت شخصی ابتدا به اعتبار حدیث و راویان آن نگاه می کند سپس درباره راستی و درستی آن قضاوت می کند<br>4- تعداد احادیثی که در آن پیامبر از شهادت امام حسین خبر داده اند بسیار زیاد است و بزرگانی مثل