شرق تا غرب

این روزها در تنهایی و غربت٬ غزل باوفاترین همدمی است که من دارم. هر چند روز سراغی از من می‌گیرد. یکشنبه همین هفته٬ عجیب بیقرار بودم. راهم را کج کردم بجای دانشگاه٬ رفتم در پارک قدم زدم. باد می‌وزید و برگهای هزار رنگ را با موسیقی جادویی خود می‌رقصاند. وقتی به خودم آمدم شاید بیش از دو ساعت بود که در پارک بودم. روی لبهایم عطر زمزمه‌ای ناتمام بود٬ دهانم طعم شیرینی داشت! بالاخره دیشب ساعت ۲ یا ۳ نیمه شب بود که پیدایش شد. دلم می‌خواهد بارها و بارها این غزل را بخوانم. دو ساعت است که در اتاقم هستم و هیچ کاری نمی‌توانم بکنم. کاش اینجا کسی بود که این غزل را برایش زمزمه کنم. کاش!

دل پاییزی من! گرمی بارانت کو؟
ای غریب ازلی! حلقه‌ی یارانت کو؟
آب و جارو زده‌ای کوچه‌ی تنهایی را
خبری داری از این قافله؟ مهمانت کو؟
شرق تا غرب به دنبال کسی می‌ گردم
که به این خسته بگوید در زندانت کو؟
باختم هرچه در این دایره گرد آوردم
عشق فرمود: خریدار منم جانت کو؟
هرچه زنجیر... نشان دادم و گفتم اینم!
گفت مستانه و پرواز کنان: آنت کو؟
من همینم شبحی سرد٬ سرابی دلگیر
تو اگر ماه منی زلف پریشانت کو؟

دل شوریده سپندی است که بر آتش توست
ای مسیحای دل سوخته ! درمانت کو؟

کانادا - ۴ نوامبر ۲۰۰۴

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
salman

غزل خيلی قشنگ بود... به ياد ما هم باشيد.

mina

سلام.ما را هم دعا کنيد.حس قشنگی داشتيد خوشا به حالتون.

چماق

سلام. خوبی الحمدلله؟

سمانه

سلام . تمام مطالب وبلاگتونو خوندم . مطلب هايي كه در مورد عشق و عاشقي بود برام جالب بود . بخصوص اينكه اراسته به اشعار مولانا . شمس و حافظ بود . اميدوارم كه به نوشتن مطالبتون تو اين زمينه ادامه بديد . خيلي دلنشين هستن . راستي اگه براتون ممكنه يه عكس از ابشار نياگارا تو وبلاگتون بزاريد . من عاشق اونجا هستم ... با اجازتون هم لينكتون رو تو وبلاگم مي زارم .... شاد و پيروز باشيد .

karim

سلام حاج محمد آقا آقا ما بازم خونديم و کلی خوشحال شديم . راستی با هم اتاقی ۱۰۴ بلوک ۲ خوابگاه زنجانت من هم اتاق شدم. به اميد ديدار

بابک جعفریان

سلام : اميدوارم خوب و خوش باشی امروز خيلی اتفاقی فهميدم هنوز محمد فخار هستی!!!؟؟؟(از نظری که رو شعر هاشم کرونی داده بودی)!!!! اگر منو بشناسی حتما جايزه نوبل ۲۰۰۶ برازنده اته!! من بابک هستم ُجعفريان ُ مدرسه دستغيب (يادت که هست؟؟؟) همدوره بودی با حامد اهتدائی و بقيه دوستان اسمتو که ديدم ياد همه آنچه که گذشت........... دلبر برفت و دل شدگان را...... بگذريم منتظر خبرهای خوب خوب از تو خواهم بود تا بعد.............

ابوالحسن

سلام تحولي ديگر در حال رخ دادن است. زيبا بود.

Gh.N

سلام.شايد آنجا نتوانی کسی را پيدا کنی که غزلهايت را برايش زمزمه کنی ولی مطمئن باش که ما با خواندن نوشته هايت تو را در کنار خود احساس می کنيم؛ خيلی نزديکتر از آن که بتوان فکرش را کرد... . اين يکی غزل به نظر من يکی از بهترين سروده هايت بود . اميدوارم که هميشه موفق باشی.

آشنا

نمیدونم چی بگم ولی خیلی تازه شدم.

dorankodaki

و در اخر بود ان کس که از دل بود از دل شد.خيلی دعام کن استاد يا حق