باز شناسی اسلام

ابن ابی العوجا زندیق بود یعنی خدا را قبول نداشت و آیات قرآن را مسخره می کرد. رفتارهای اجتماعی او هم بهنجار نبود. او در موسم حج به مکه رفت و سوالهایی از امام صادق پرسید. هدف او از طرح این سوالات جستجوی حقیقت نبود بلکه به قول امروزی ها بیشتر می خواست حال امام صادق را بگیرد و ایشان را ناتوان جلوه بدهد.

امام با حوصله و خوش رویی به سوالات کفرآمیز او پاسخ می دادند و حتی او را تشویق به پرسیدن می کردند...

روزی ابن ابی العوجا در مدینه بین محراب و منبر پیامبر در مسجدالنبی نشسته بود و با دوستانش بحث می­کرد به انکار خداوند پرداخت. در این هنگام مطالب او به گوش مفضل بن عمرو -از یاران امام صادق- رسید و وی نتوانست تحمل کند و با عصبانیت به او خطاب کرد که ملحد شده ­ای! در پاسخ او ابن ابی العوجا از شیوه برخورد امام صادق(ع) با خودش یاد می­کند که چگونه این سخنان را با متانت شنیده و دشنام نداده  و بعد با استدلال مختصر و محکم، کلام او را پاسخ می­ دهد.

شیوه برخورد امام با منکران و معاندان این گونه بوده: با متانت، احترام آمیز و به دور از دشنام و تحقیر.

/ 7 نظر / 8 بازدید
nima

سلام بر همه ما فرض است پاسبانی از دژ های اعتقادی واین میسر نمی گردد مگر به توجه وشناخت از خود در این پایانه غیبت به خود آییم و قبل از بر پایی محاکمات اخر زمان به محاکمه خود بپردازیم که اگر در این امر غفلت کنیم پشیمانی در فردا روز ثمری ندارد

از سیاتل

با سلام متشکر از بحث زیبای شما. در اینکه چکونه باید جواب داد چه شرایطی را در نظر باید گرفت؟ شرایط زمان و مکان و خصوصیات شخصی و مصلحت دخیل است؟ امام حسین در برخورد اول به حر چه گفت؟ البته این برخورد امام صادق هم با توجه به شرایط زمان و مکان و مخاطب بسیار دقیق و قابل بررسی است. این روز ها هوا داغ است . شاید به خاطر تابستان شاید... از این طرفها انشا الله

س.ص.خ.

آقای دکتر !!! احمدی نژاد به مخالفان خودشون لقب بزغاله میدن و از طرفی ادعای ارتباط با امام زمان رو هم دارند. من شنیدم که توی ستادهای انتخاباتیشون به مردم برنج و پول و ... میدند (قضیه سیب زمینی که دیگه تکراری شده) حتی کار به جایی رسیده که اعلام کردن شما شماره حساب باز کنید و ما تا 100000 تومان واریز می کنیم به حسابتون!!! حالا معلوم شد که موجودی حساب ذخیره ارزی و کسری بودجه و .. کجا رفته! واقعا فقط خدامی تونه به داد ما برسه! [افسوس]

از سیاتل

با سلام و تشکر از جواب شما. سوالی که برای من وجود دارد این است که آیا این نحوه ی برخوردی که شما برداشت کرده ای کاربرد حکومتی هم دارد ؟ یعنی منافع ملی و تشویش اذهان عمومی و برهم زدن نظم و مصالح نظام در نظر حاکم از شرایط حایض در تصمیم گیری نیست؟ امام صادق (ع) که در زمان خود حاکم نبودند و مسوولیت حکومتی اجرای احکام را نداشتند. متشکر می شوم اگر مثالهایی هم از امام علی (ع) و پیامبر (ص) در زمان حکومتشان بیاورید چون استثنا هم زیاد به نظر می رسد وجود دارد.

س.ص.خ.

بله... ولی من شک دارم که مردم بخوان!

از سیاتل

اگر من درست متوجه شده باشم... رد صلاحیت محترمانه و بدون زد و خرد و با لبخند هم می تواند به عنوان گزینه ای در برخورد باشد؟

از سیاتل

متشکر از پاسخ شما. تا آنجا که عقیده در حد صحبت و عقیده باقی بماند شاید هیچ کس با آن مشکلی نداشته باشد. این اصلا به خودی خود ارزشی هم ندارد. یعنی فرد به صرف بیان عقیده حرفی بزند. معمول این است که تلاش کند عقیده را عملی کند. حال ممکن است تنهایی نتواند کاری بکند ولی سعی می کند مردم به او بپیوندند و بعد عقیده اش را عملی کند. در مورد آزادی بیان که به تنهایی سودی ندارد. در مورد آزادی عمل از نظر حکومتی لطفا برداشت خود را بیان کنید. متشکرم