عظمت روح

و اما درباره آیه 172 سوره اعراف پرسیده بودی. ببخش که پاسخ به سوالت اینقدر طول کشید. در این مدت مشغول مطالعه در آرا زرتشتیان بودم و اتفاقا با مطالب جالبی مواجه شدم که اشاره خواهم کرد. اما این آیه در حقیقت آیه سنگینی است و نیاز به مقدماتی دارد. قبول کن تا درسهای دبستان را نگذرانی نمی‌توانی در کلاسهای دبیرستان شرکت کنی. قدر مسلم تناسخ یا زندگی مجدد دنیایی در قالب جسمی تازه پس از مرگ اولیه از نظر ما مردود است. این موضوع اگرچه یکی از پایه‌های عرفان هندی است اما تناقضاتی را بوجود می‌آورد.

در آیین زرتشت به نیروهایی بنام فروهر معتقدند که اهورامزدا برای نگاهداری آفریدگان نیک ایزدی از آسمان فرو فرستاده و سراسر جهان نیک از  پرتو آن پایداراست. نکته جالب اینکه اهورامزدا پیش از آنکه این جهان خاکی را بیافریند، فروهر هریک از آفریدگان نیک را در جهان مینوی زیرین آفریده و پس از مرگ آن آفریده نیک فروهر او دیگرباره به سوی آسمان می‌گراید و به همان پاکی ازلی می‌ماند اما هیچگاه کسی را که به آن تعلق داشت از یاد نمی‌برد و هرسال یک بار به جهان خاکی باز می‌گردد و آن، هنگام جشن فروردین است...

از نظر مکتب شیعه نیز قبل از آمدن انسان به این دنیا خبرهایی بوده، حساب و کتابی بوده، نوعی حیات از جنسی که نمی‌دانم، برقرار بوده. روزی در آن حیات خدا همه را جمع می‌کند و همه بر وجود خدا اقرار می‌کنند و در مقابل او سجده می‌کنند که این روز در ادبیات ما به روز الست معروف شده و فراوان در متون و اشعار عرفانی به آن اشاره شده. ظاهراً عملکرد انسانها در آن دوران معیاری برای مهره‌چینی اولیه در این دنیا بوده است.

به هرحال این آیه یک جنبه از سوال اصلی تو را معلوم می‌کند. سوال تو درباره احساس آشنایی بین انسانهایی است که اگرچه برای اولین بار همدیگر را می‌بینند، انگار یک عمر باهم بوده‌اند. این موضوع برای من هم اتفاق افتاده و درچند مورد که ادامه دادم دوستیهایی بسیار عمیق و بیادماندنی را بوجود آورده. پی‌گیری این راز شگفت آفرینش، مرا بهعظمت روح رساند. دانستم که روح، شعاع جاذبه‌ای دارد که قابل افزایش است وحتی این نکته را امتحان کردم. تو هم باید بیشتر جستجو کنی! می‌فرماید :

 

و از تو درباره روح می‌پرسند. بگو روح از امر خداست ... و از علم جز بهره اندکی به شما نداده‌ایم.

در آیین زرتشت آمده است : فروهر ذره‌ای از ذرات نور اهورامزداست که در وجود هر کسی به ودیعت نهاده شده و کار او نورافشانی و نشان دادن راه راست به روان است..

/ 4 نظر / 55 بازدید
پرسنده سئوال ! (1)

خوشحالم از اينكه پاسخ سئوال مرا داديد. اين روزها بين علم و عشق در حال دست پا زدن هستم، قبول دارم من يك بچه دبستاني بازيگوش هستم كه خيلي بد درس مي خواند. چيزي را كه سالها منتظرش بودم، اكنون در شرف وقوع است و حيف است كه در آن دخالت نكنم.چيزي را كه ميتوان " پيام ملتهاي ديگر بر روي امواج الكترومغناطيسي" ناميد ! هميشه دوست داشتم با هر كه ميخواهم، در هر كجا فارغ از قيد مكان و زمان ازتباط داشته باشم. به هر كجا كه ميخواهم بروم. اين روزها صاحبان ملتها آنچنان مرزها را محكم نموده اند كه انگار فراموش كرده اند كه اين كره خاكي متعلق به همه است، ما همه فرزندان يك "آدم" هستيم ! قيد ها بايد شكسته شود، كه بار ديگر عصياني ميخواهد و عصيانگري !

پرسنده سئوال ! (2)

اين اواخر كه بحث اين "شيئ ناشناخته پرنده" بالا گرفته بود ، از سه استاد در اين باره سئوال پرسيدند. اولي گفت محال است كه وجود داشته باشد، دومي گفت امكان ندارد، سومي گفت چنين چيزي هست ولي نميدانم چيست ! خدا را شكر استاد كه لااقل شما وجود آن حس آشنايي – كه نه فقط در مورد انسانها بلكه در مورد اكثر رويدادهاي زندگي – با "هست ولي نميدانم" پاسخ داديد وگرنه گاهي انسان را وادار ميكنند كه چيزي را كه به عينه مي بيند و با وجود حس ميكند را منكر شود. راستي روز معلم هم مبارك !

جوینده جواب!!

*سلام * در مورد اين جمله{ علم خود محصول بينايي است}به نظر من فقط در سطوح بالای عرفان به دست نمي ايد٬ در سطح پايين تر ان در مسايل روزمره هم وجود دارد :مثلا موقع حل يک مسئله يا فکر کردن به يک مشکل يا موقع درس خواندن با تجسم و تحليل و بررسی ان مورد به صورت تجسمی به نکات و اکتشافاتی در ان زمينه ميرسيم که انها انقدر جالب و بکر هستند که احساس کاشف بودن بهمان دست ميدهد!!!اما من مدتي است که اين قدرت تجسم و تفکر خلاقانه را از دست داده ام به نحوی که الان حتی به اين نتيجه رسيدم که شايد اصلا اين نوع ديد را نداشته ام متاسفانه اين امر باعث کم شدن تمرکز٬ خلاقیت٬ اعتماد به نفسم ٬ علاقه ام به علم و شده است این موضوع مرا بسیار پریشان کرده مطالعات بسیاری در این زمینه کردم بافراد موفق زیادی در این مورد صحبت کردم از همه مهمتر مدت مدیدی است که از همه عالم بریده و به این مسئله فکر می کنم اما

جوینده جواب!!

نتایجی که بدست اوردم هیچکدام عملی نبودند لطفا اگر در این زمینه و نحوه بدست اوردن دوباره تمرکز ایده ای دارید یا اگر کتابی را در این زمینه به من معرفی کنید (که بسیار کارساز باشد !!!)بگویید٬ ۲ـایا این امر نشان می دهد که من ظرفیت این نوع تفکر و تمرکز را ندارم؟