از این فصل ها

من دلم می گیرد از این فصل ها

اینــکه دور افتـاده ایـم از اصل ها

 

اینـکه عادت ها مسلط می شوند

منحنی های زمان خط می شوند

 

این که سنت ها گرانی می کنند

عقـل و دیـن نامهـربانی می کنند

 

عطر خوب زندگی کمتر شده

سال های عمـر ما پرپر شده

 

زندگی از ترس مردم کرده ایم

دوستان!

             ما راه را گم کرده ایم!

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانوم مهندس

به قول شاعر: درين بازار اكر سودي است با درويش خرسند است, خدايا منعمم كردان به درويشي و خرسندي منظورتون رو از مصرع دوم بيت دوم متوجه نشدم

رضا

سلام خیلی زیبا بود. زندگی از ترس مردم کرده ایم ... کی هجرت بعدی را انجام می دید؟ ما اینجا منتظریم :-)

ريحانه

[لبخند] عميق زيبا و سرشار. ممنون سلام

a

سلام علاوه بر زیبایی متن ها اولین باره میبینم که یک وبلاگ سابقه ای از سال 81 داره موفق باشی

آگاهی برتر

سلام؛زحمت ها بی نتیجه نمیمانند.اثرخود را میگذارند.شعر زیبایی بود.تاثیرگذاربود.بااجازه،تو وبلاگ خودم قرارش میدم(باید همه بخوانند).یاعلی

آگاهی برتر

سلام؛زحمت ها بی نتیجه نمیمانند.اثرخود را میگذارند.شعر زیبایی بود.تاثیرگذاربود.بااجازه،تو وبلاگ خودم قرارش میدم(باید همه بخوانند).یاعلی

بشری

دلم می خواد منم شعر بگم وقتی می بینم یک نفر به این زیبایی کلمات را به بازی احساسش می گیره ممنون از امروز روزی یک نوشته را می خونم

محمد رضا

سلام از چند تا از اشعارتون خیلی‌ خوشم میاد. این شعر یکی از آنهاست. خیلی‌ صمیمی‌ و قابل لمس است. به سلامت باشید

نوشین .م

این شعر هم خیلی هوای شعرهای قیصر را دارد من حس میکنم شما اشعار عاشقانه ای دارید که خیلی به دل من مینشیند ولی اینجا نیاورده ایدو خصوصیش کردید ...پایدار باشید وعاشق