شب شعری در جهرم

دیشب به گمانم بعد از ۹ سال در یک شب شعر شرکت کردم. دعوت شده بودم به جهرم برای نهمین شب شعر فاطمی، یک برنامه مردمی که  با تلاش دهها نفر از جوانان جهرم و با استقبال خوب مردم برگزارشد. جهرم محل تولد پدر و مادر من است. اقامت ما بسیار کوتاه بود (نزدیک به ۹ ساعت) و فرصتی برای دیدار اقوام فراهم نشد. در عوض تا ساعت ۳ نیمه شب با شاعران میهمان دور هم بودیم.

شاعر بسیار خوبی در آن جمع بود به اسم آقای محمد سهرابی که تا پیش از این برنامه ایشان را ندیده بودم. بیشتر شب نشینی به شعر خوانی ایشان گذشت که بسیار شیرین و دلنشین بود. مرد بزرگواری بود. کمتر شاعری به قوت ایشان دیده ام در این سالها. قلمش پر می باد!

ظهر است بر جهاز شتر آفتاب کن

خود را ببین به صفحه ی آب و ثواب کن

این برکه را به عکسی از آن رخ شراب کن

از بین جمع یک دو ذبیح انتخاب کن

پر لاله کن به خون شهیدان بهار را

 

فردا به تهران می رویم. آسمان شیراز ابری است.

/ 4 نظر / 12 بازدید
مهدی اسماعیل زاده

و بدین سان ما از زیارت شما محروم شدیم. . .

آسمان

سلام, سال نو مبارک مریم گلی چطوره؟ به ایران خوش اومدین.

شهریار

به تهران هم خوش آمدید مخصوصا مریم گلی[گل]

صبا

سلام واقعا ممنون بخاطر معرفي جناب محمد سهرابي و اينكي كه از مخمس 42 بنديشون گذاشتين. اصلا زميني نبود. اصلا حسم قابل توصيف نيست. سپاسگذارم.