یعنی انار

گرانادا یعنی انار. انار میوه بومی ایران است. چه کسی هست که انار دوست نداشته باشد؟

در خیابانهای فرودست قصر الحمراء، مسلمانانی زندگی می کنند که بیشتر سوغاتی های عربی-اسلامی می فروشند یا رستوران های حلال دارند که غذاهای سنتی عربی-آفریقایی سرو می کنند. گاهی قهوه خانه ای سنتی هم می بینی با تخت و تشکچه و بالش یا به قول اسپانیایی ها almohada و قلیان.

کمی پایین تر از میدان نو چشمم به یکی از این قهوه خانه ها افتاد. پیش خدمت که لباس ترکان عثمانی را پوشیده بود تا ما را دید گلبانگ مسلمانی سر داد و سلام کرد. همین سلامش ما را به داخل برد. غذایی خوردیم و استراحتی کردیم. مرد پیش خدمت هر وقت از مقابل ما رد می شد به هر زبانی که می توانست ابراز محبت می کرد. مهرش در دل ما جا کرد.

 شب شده بود و مهتاب بالا آمده بود. در کوچه های قدیمی گرانادا قدم می زدیم کوچه های باریکی به عرض یک ماشین و جویبار آبی که به موازات ما جاری بود و مرا را به یاد دربند می انداخت. در میدان نو معرکه گیرها مشغول هنرنمایی بودند و سر توریست ها را گرم می کردند. هوا مسیح نفس بود و باد نافه گشای.

دلمان برای آن پیش خدمت تنگ شد. دوباره رفتیم به همان قهوه خانه عربی. می خواستم چای مخصوص عربی بخورم از آن چایی هایی که یک شب خانه استاد فلسطینی ام نوشیده بودم، چای هل. نمی دانستم هل به اسپانیولی چه می شود یک دفعه گفتم الشای مع الهلّ! پیش خدمت فهمید و خندید. مدتی بعد با یک قوری چینی بزرگ و دو استکان کمر باریک لب طلایی برگشت. عطر خوش چای هوش از سر ما می برد. به او گفتم که برایمان کمی باقلوا هم بیاورد. یک ساعتی طول کشید تا قوری چای را تمام کردیم. وقت حساب کردن گفت که 5 یورو شده من تعجب کردم و گفتم شما فقط به اندازه 5 یورو هل داخل این قوری ریخته بودید تازه باقلوا... پیش خدمت که دید من راضی نمی شوم رفت و مدیرش را آورد. مرد می گفت رگالو رگالو منظورش این بود که باقلوا هدیه ما به شما بوده و حساب نمی کنیم ...

دستی به هم دادیم و با لبخند از هم جدا شدیم.

 

پی نوشت:

در فرانسوی هم به انار می گویند گرانادا (grenade) در انگلیسی هم می گویند پوموگرانت یعنی سیب (میوه) گرانادا.

/ 7 نظر / 13 بازدید
saeed

salam.. ziba bood.. mesle haman baghlava... kamam shirin shod.. be omide didar..

؟؟؟

داش ممد رسم رفاقت این نبود!!اینقدر بی خبر بزاری مارو هم قفست در خ.زنجان شریف یادت اومد؟

نارایانا

سلام... می خوانمتان مدتی ست امده ام درخواستی داشته باشم دو رکعت نماز به زبان خودتان برای سارا لطفا بخوانید... یاحق...

بهار نارنج

سلام خواستم بپرسم «الحمراء» همان‌قدر که دکتر حاجی‌قاسمی، آن سال‌های کارشناسی، سر درس «معماری اسلامی» به ما نشان می‌داد، زیباست؟ همان‌قدر رویایی و خیال‌انگیز است؟ . یادم هست توی همان درس، تصاویر تاج محل را که می‌دیدم مبهوت می‌شدم. چند سال‌ بعدش که آگرا و تاج محل را از نزدیک دیدم، فکر کردم تاج محل و تراس هاش و غروب یامونا هزار برابر آن عکس ها خیال انگیز و خواستنی ست. انگار هنوز نفس های عاشقانه شاه جهان و حسرت های فراقش مانده بود روی در و دیوار آن‌جا. + خیلی خوب سفرنامه می نویسید.

سلام حدود یک سال است اتفاقی با وبلاگ شما اشنا شده ام همه نوشته هایتان را خوانده ام من پزشکم در بین بجه های ریاضی کم دیده ام که یک نفر رتبه یک رقمی کنکور باشد ان وقت این همه اطلاعات مذ هبی وادبی داشته باشد تازه شاعر هم باشد وقلم به این لطیفی , درشگفتم چگونه غربت را تحمل میکنید ؟قصد باز گشت دارید؟

هیچکس

چه با مرام.خدایی آدم خوب هم سر راهتون زیاد سبز میشه ها.

مدت ها بود که ازین محله عبور نکردیم. دلم تنگ این خاطرات بود.