از الف تا نون

 

مثل لبخندی که در خون می‌کشاند عمر را
جذبه‌ی لیلــی به مجنون می‌کشاند عمر را

کشت زار مــا تهی ماند از سخاوت های ابر
حجم بی برگی به هامون می‌کشاند عمر را

ما الف خواندیم و حیرانیم در حرف نخست
چـرخــه‌ی تقدیــر تـا نـــون می‌کشاند عمر را

این همه درد موازی شعله‌های خشم کیست
کـز محیط غــم به کانون می‌کشاند عمر را؟


 قصه ها گفتند: روزی، مــاه رخسار کسی
زین شب تاریک بیرون می‌کشاند عمر را

 تهران -۲۷ آبان ۹۶

/ 0 نظر / 64 بازدید