افرایم

... تا اینکه صحبت از شغلش شد و گفت با دوچرخه نامه جابه جا می‌کند. گفتم در تهران هم آدمهایی هستند که با موتور نامه و بسته جابه جا می‌کند. گفت: "آه! من عاشق دیدن تهرانم. شنیده‌ام آنجا بازار طلا دارد و مغازه ها تا ساعت ٣ صبح طلا می‌فروشند."

متعجب گفتم: البته ایران جاهای دیدنی زیاد دارد. مثلا، مساجد اصفهان معماری و کاشی‌کاری بی نظیری دارند.

-اوه اصفهان را می‌شناسم. وصف قالیهای اصفهان را زیاد شنیده ام.

- راستی تو چرا از موتور استفاده نمی کنی؟

- موتور بیمه و گواهی نامه و هزار جور دردسر داره اما دوچرخه نه... ضمنا مرکز شهر تورنتو که حیطه فعالیت منه صاف صافه. اما مثلا تل آویو پر از ناهمواریه و باید حتما موتور داشته باشی.

- تو فلسطین رو دیدی؟

- آره! اسرانیل پر از جاهای تاریخی و دیدنیه.

- من واتیکان و مکه را دیدم اما  فلسطین رو نه ...خیلی دوست دارم بیت المقدس رو ببینم اما نمی‌تونم.

- تو اون سنگ سیاه رو هم دیدی که از ماوارای آسمانها اومده؟

-آره!

- و اون جایی که هاجر اسماعیل رو گذاشت و دنبال آب می‌گشت؟   من عاشق ابراهیمم...

... تا اینکه از شغل من پرسید و از بی ثباتی بازار کار و به من توصیه کرد تا می‌توانم نقره جمع کنم چون آینده‌ی خیلی خوبی دارد و سرمایه‌ی همیشه نقد است و اگر پناه بر خدا مُردم مالیات بر ارث ندارد... و از نقره بهتر پلاتینیوم است اما دمای ذوب آن دو برابر طلاست و خلاصه نمی‌شود به این راحتی آبش کرد "و انصاف را از این مالیخولیا چندان بگفت که طاقت گفتنش نماند ١" بعد دستش را به سمت من دراز کرد:

- راستی اسم من اِفرایم Ephraim هست. از دیدار شما خوشحالم!

-  اِفرایم یعنی چی؟

- نام یکی از 12 قبیله یهوده...

و بعد در دو ساعتی که با هم بودیم تا اتوبوس بیاید و به شهر سنت کاترین برسیم جهت بحثمان عوض شد. از آدم و حوا شروع کردیم و به داود و دانیال نبی و یوسف رسیدیم... از او پرسیدم:

- آیا در کتابهای مقدس شما صحبتی از آخرالزمان شده؟

- آره. گفته شده که در آخرالزمان همه ی هفتاد ملت علیه قوم یهود متحد می شن.

 

 اِفرایم پسر خوبی بود و در مجموع از صحبت با او لذت بردم.

پی نوشت:

(١) از گلستان سعدی

/ 5 نظر / 11 بازدید
زهرا

خداییش، باید بهش بگیم بازرگان...، نه نامه رسون! ...اگر پناه بر خدا مُردم مالیات بر ارث ندارد... [لبخند][لبخند] تازه از شیمی هم سر در میاره و این عالیه

مهرناز

و چقدر افرایم ها که به اصول خود معتقدند و ما اندر بی خبری... خیلی جالب بود[گل] ممنون

مریم

جالب بود کلا دیدش یهودی بود البته نمی دونم یهودی ها همشون اینطوریند یا نه اما حداقل تو مغز من که اینطوری فرو رفته اسم یهودی که می آد این جمله توی ذهنم نقش می بنده که مثل جهودها پول به جونش بسته اما آدم جالبی بوده و رفته تقریبا جاهای مهم مذهبی رو دیده به غیر مال خودشان را راستی من با وبلاگت از طریق باد صبا آشنا شدم اون پیشنهاد کرد که بیام و اینجا رو بخونم دوست خوبی داری برات وبلاگ بیننده درست می کنه تا آمارت بره بالا [چشمک]

صنم

نکته داشت دوستی بات وبلا گ بیننده درست میکنه تا امارت بره بالا؟! اخه چرا دشمنی ما با این ادما کجا وچطور شروع شد ای خدا پناه میبریم به خودت اما یهویها به نظرم خیلی با ذکاوت واعتقادی ومتعصب به دین وپیامبرشون موسی وخیلی موفق وبا پشتکار هستن در جهان واز حقوقشون دفاع میکنن.