گوسپند از براى چوپان نیست

حکایت
  فقیرى وارسته و آزاده ، در گوشه اى نشسته بود. پادشاهى از کنار او گذشت . آن فقیر چون آسایش زندگى را در قناعت دیده بود، در برابر شاه برنخاست و به او اعتنا نکرد. پادشاه به خاطر غرور و شوکت سلطنت ، از آن فقیر وارسته رنجیده خاطر شد و گفت : این گروه خرقه پوشان لباس پروصله پوش  همچون جانوران بى معرفتند که از آدمیت بى بهره مى باشند.
وزیر نزدیک فقیر آمد و گفت : اى جوانمرد! سلطان روى زمین از کنار تو گذر کرد، چرا به او احترام نکردى و شرط ادب را در برابرش بجا نیاوردى ؟
فقیر وارسته گفت : به شاه بگو از کسى توقع خدمت و احترام داشته باش ‍ که از تو توقع نعمت دارد. وانگهى شاهان براى نگهبانى ملت هستند، ولى ملت براى اطاعت از شاهان نیستند.

پادشه پاسبان درویش است
گرچه رام‌اش به فرّ دولت او است
گوسپند از براى چوپان نیست
بلکه چوپان براى خدمت او است...

 
سخن آن فقیر وارسته مورد پسند شاه قرار گرفت ، به او گفت : حاجتى از من بخواه تا برآورده کنم .
فقیر وارسته پاسخ داد: حاجتم این است که بار دیگر مرا زحمت ندهى .
شاه گفت : مرا نصیحت کن .
فقیر وارسته گفت :

دریاب کنون که نعمتت هست به دست
کاین دولت و ملک مى رود دست به دست

/ 5 نظر / 12 بازدید
72تار

روز وصل دوستداران ياد باد ياد باد آن روزگاران ياد باد كامم از تلخي غم چون زهر گشت بانگ نوش شاد خواران ياد باد گرچه ياران فارغند از ياد من از من ايشان را هزاران ياد باد مبتلا گشتم در اين درد و بلا كوشش آن حق گزاران ياد باد گرچه صد رود است در چشمم روان زنده رود باغ كاران ياد باد راز حافظ بعد ازين ناگفته ماند اي دريغا راز داران ياد باد -------------------------------------------------------- اين روزها نمی دانم چرا مرتب اين تصنيف شجريان را گوش می دهم ....

a.m.

in faghire varaste ye esm nadasht?? yadame maroof bood.

ابوالحسن شمسی

سلام اخوي نظر كردن به درويشان منافي بزرگي نيست،سليمان با همه حشمت نظرها بود با مورش

محسن شريفانی

سلام همين که اقاابوالحسن گفته... که اگر کنی همه دردمن به يکی نظاره دوا بکنی يا علی

زهرا

والبته چوپان هم ازبرای گوسفند نيست!بالاخره اوهم تعهداتی داردمثل پشم خوب شير خوب...