زمستانه (٢)

برف بارید! خدا شهر مرا آمرزید!
غصه کوچید، زمین رخت عروسی پوشید!

ابر خندید! شب کوچه چراغانی شد!
باد در غیبت خورشید تبسم پاشید!

روزها برگ تعلق به خود آویخت درخت
پشتش از این همه اندوه سبک شد، خوابید!

دل دلتنگ نما (!) یاد پریدن افتاد
بال وا کرد: غزل ریخت! دوبیتی بارید!

دل پرید و پَِرَش از پرسش جبریل گذشت
رفت بالا و به سی سال دویدن خندید!

مشتی از معجزه برداشت (ید بیضا داشت)
کافری، بی خبری، هرچه که چرخید، ندید!

***

عقل، مثقال به مثقال به دنبال ثواب...
بهمن رحمت آن دوست زمین را پوشید!

تورنتو- بیست و پنج دی ماه

/ 15 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهشت دل

سلام پسر عمو خیلی ممنون. به خانم و عمو جان سلام برسونید

محمود

سلام اینجا همگی سلام میرسونند افتخار میکنیم به وجودت

حسین

خیلی زیبا بود خیلی ممنون که بقیه رو هم در شنیدن آن سهیم کردی

مسعود

سلام شعر زیبا و عکس زیبایی بود. عکس را خودت گرفتی؟

زهرا

سلام استاد. اصفهان هم برف اومده . شاد باشید.

میثاق

چقدر خوبه که آدم از یه استاد قدیمیش سراغ بگیره، حتی اگه دیر به دیر به وبلاگش سر بزنه. موفق باشی دکتر. راستی 6 سال پیش نمی دونم کی بود کجا تو دانشگاه اهواز بهم گفتی که یه بهشت داری. هنوز جاش یادم وسط چهار راه رشته ها طبقه دوم[چشمک] منهم دارم طعم سخت بزرگ شدن رو حس می کنم. اصلا طعم خوبی نداره. یا حق[گل]

رضا

سلام. شعرت عالی بود. ولی چقدر علامت (!) داشت! تا دل نپره و به بالا نرسه نمیشه به 30 سال دویدن خندید. خوشا به حال اونا که به آنجا رسیدند. [گل]

از سیاتل

با سلام. تولدت مبارک. انشا الله 120 سالگی... دیگر تا آن وقت آقا آمده باشه... سخنرانی خانم ژاله آموزگار در دانشکه ادبیات تهران در بزرگداشت فردوسی را پیدا کردم. گفتم شاید نخوانده باشی که بفرستم برایت. در مجله بخارا چاپ شده. (اینجا را بیشتر از ایمیل می خوانی گفتم اینجا بگزارم!) http://www.bukhara-magazine.com/category/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/

کمرو

دست مریزاد زیبا بود امثال برفی نبارید حسرتش مانده هنوز

بهشت دل- پاسخ ها

ببخشید که دیر شد! 1- مردم اینجا زمستون لباسهای شاد می پوشن ... 2- نه، این عکس کار من نیست. 3- چرا این همه علامت تعجب؟ خوب، یادم می آد توی آیین نگارش می گفت علامت تعجب فقط علامت تعجب نیست! بلکه علامت شادی و هیجان هم هست. خوشا به حال اونا که به آنجا رسیدند.