من از بیگانگان هرگز ننالم

 

مدارک مریم را فرستاده بودم سفارت ایران در اتاوا برای صدور شناسنامه و گذرنامه. زنگ زدم به بخش کنسولی برای پیگیری کارها. آقای داخلی 288 که پشت خط بود برخورد نامناسبی با من کرد. حالم گرفته شد.

مدت ها بود دور شده بودم از فضای اداری ایران و کاغذ بازی ها. دوباره برگشتم به راهروهای بی معرفت و سقف های کوتاه.

مدارک کانادایی مریم را مثل آب خوردن به ما دادند، اما کشور خودمان جوری با ما رفتار می کند که انگار دزدیم، متقلبیم.

/ 7 نظر / 32 بازدید
از سیاتل

به شما مادرک دخترتان را ندادند، به ما همان مدرک خودمان را هم باطل کردند و حالا باید برویم سفارت و حضوری (البته با مقداری دلار) کارت معافی را کامپیوتری کنی، امان از وقتی که هم پاسپورت باطل شود و هم مدرک معافی خدمت! طوی یک دور می افتی که انتها ندارد

ریحانه

سلام ما همچنان درگیر سقف های کوتاهیم و اندیشه هایی کوتاهتر زیر این اسمان بلند !و چشم به راه رسیدن فردایی روشن... اینجا... ایران است. سلامتی را براتون ارزومندم... شاد باشید

ابوالحسن

سلام باید یه فرقایی باشه!!! اینجا کلید حل این جور مسائل صبر بسیار زیاد و صلوات فرستادن با تسبیح در ادارات در حین انجام کارتان هست!!

محمد

کتاب دموکراسی یا دموقراضه را خواندید؟؟ شیوه ی اداره ی دموقراضه به نحویست که میگه اگر برای مردم راحت کاری را انجام بدیم فکر میکنند وظیفست اما اگه قشنگ بپیچونی و خستشون کنی اخرش دستت رو هم میبوسند. حکایت این روزهای ماست

زهرا

[لبخند] غریب وطن بودن درد نیست داغ کهنه است! به دل نگیرید اگر اینجا بودید مجبور بودید با شرایط کنار بیایید! التماس دعا

ریحانه

سلام زیباترین غریق جهان را خواندم... و شدیدا به فکر فرو رفتم... برقرار باشید

ستاره

سلام به وبلاگ تازه تاسیس من هم سری بزنید[خنده]