مرد و زن

مرد ایستگاه اول خود را به زن رسید

زن دانه بود نور که بارید قد کشید

آنقدر قد کشید که سروی بلند شد

آنقدر ایستاد که تا آسمان رسید

روی حریر ماه و سکوت ستاره ها

در خواب رفته بود و صدایی نمی شنید

تنها نشست مرد و درونش قیام کرد

طوفانی از حسادت و بارانی از امید

می خواست آسمان بشود در زمین شکست

می خواست سرو باشد اما ... نشد خمید

مرد ایستگاه  اول خود را تمام کرد

زن خواب بود و هیچ صدایی نمی شنید

 

پی نوشت:

خوب یادم هست که این شعر را وقتی در خیابان کریمخان و طالقانی تهران قدم می زدم گفتم. (3/6/92)

/ 5 نظر / 12 بازدید
یه رهگذر

سلام . ايا ميدانيم که زندگی رنج و اندوه نيست . زندگی مرارت و تلخی نيست ؟.... آره . زندگی سراپا شادمانی و شعف . و آرامش و راحتی ست . اين اصل زندگی تمامی ما انسان هاست ......... انسان ها بطور کلی نسبت به ماهيت ذهنی خودشون آگاهی کافی رو ندارن . و به همين دليل هم گرفتارمصیبت و خسرانی غير قابل جبران ميشوند ... ما اگر بتوانيم ريشه اندوه و رنج را در خودمان بيابيم ... با محو کردن آن از ضميرمان .. بعداز آن دیگر گرفتار اندوه و رنج و مرارت نخواهیم شد ....و می توانیم با سرور و شادمانی زندگی کنیم . واين يک شوخی و یا رویا پردازی نيست بلکه واقعيتی ست که با شناخت عميق ماهيت ذهن و عملکرد تفکر و رفتار و حرکت در خودمان . می توانيم به آن دست بيابيم ......بیایید د راین مورد هم قدری فکر کنیم .... موفق باشيد

سیاوش برهان

محمد آقا سلام چون نسیم می آیید و می روید. خوشحال می شوم ببینمتان. این طرفها می آیید یا اینجا هم بیایید یا بگویید من بیایم به هر حال امیدوارم موفق باشید.

جوینده جواب!!

ديگه ازتون نااميد شدم. چرا جواب منو نميدين؟

che farghi mikone!

salam.rastesh ye gele daram inja onghada ham ke fekr mikonid kocheheye tarik nist! man vase avalin bar bood ke be in weblog sar mizanam ! rastesho bekhian ba sheretoon khieli hal kardam! bad ham bayad begam faghat safeheye avalesho khondam! banabar in fekr konam ke nazar dadan dar morede weblogetoon dar hale hazer kare dorosti bashe! be omide movafaghiate shoma ! age mano be onvane ye doost ghabool darid! hoseyn! GOOD LUCK!

صنم

شعر فوق العاده ای بود احسنت