در کوچه های دل

 

خورشید، داغ عشق تو را بنده می شود   
آیینه پیش روی تو  شرمنده می شود

روح من این اسیر سیه‌چاله های وهم    
سیّاره وار پیش تو تابنده می‌شود
تا می‌وزد خیال تو در کوچه های دل    
رگ هایم از ولای تو آکنده می‌شود
از لطف و مهربانی تو اشک های من     
تا می‌رسد به روی لبم خنده می‌شود
ایمان من بدون وجود تو مثل دود    
در رهگذار بـــاد پراکنده می‌شود


سرگشته در گذشته و حالیم و عشق تو    
راهی به سمت وسعت آینــده می‌شود

 

پی نوشت:

 متن این شعر را نداشتم. یکی دیگر از شعرهای گم شده بود ... تا اینکه امروز اتفاقی در وب سایتی پیدا کردم. باید متعلق به ١٣-١۴ سال قبل باشد یا دوران دانش آموزی.

/ 9 نظر / 7 بازدید

شستشو در شطی از دل کرده ام تا تو را آهسته حاصل کرده ام ... ... حاجتم این است با مولا مدد حافظه بیشتر یاری نکرد! دلنشین بود!

از سیاتل

احسنت. این شعر بسیار زیبا بود، من یک سوال داشتم، البته در باره خیلی از اشعار توصیفی دیگر هم همین هست، یک کسی که ای شعر را می خواند، در نگاه اول متوجه نمی شود که راجع به چه کسی هست. در حقیقت هیچ کاراکتر توصیفی معشوق خواص و بارز نیست که آن را از بقیه جدا کند و مشخص شود که این چه کسی هست. البته شاید از بیت "ایمان بدون وجود تو مثل دود" بشود فهمید ولی بارز نسیت. به نظر شما آیا این یک قوت هست برای شعر یا ضعف؟ گاها شعر هایی می خوانم که از صطح ادبی بالایی برخوردار هست ولی لزوم نشانی از شناخت موضوع در آن نیست. ارادتمند و دوستدار همیشگی از سیاتل

از سیاتل

متشکرم از پاسخ شما. شاید اینطوری بهتر باشد بپرسم که، چه نکته ای در این شعر باعث می شود که ما بفهمیم این شعر برای پیامبر هست و برای امام علی یا امام رضا نیست؟ شاید هم هدف شعر این نبوده که به خواننده القا کند که "تو" کیست. تمرکز شعر مذکور روی "تو" نیست، روی تأثیر شخص "تو" بر شاعر هست و شاعر نقش جدا ناپذیری را در شعر ایفا می کند. از این جهت ممکن هست که تأثیر دو نفر روی انسان مشابه باشد، این شعر هم برای هر دو آنها استفاده شود. این مقدار در سطح درک بنده بود. خوشحال می شوم اگر فرصت کردید این موضوع ادبی را بیشتر بشکافید که ما هم تکنیک های مختلف و شیوه نگارش را یاد بگیریم. موفق باشید

ممنونم، از یادآوری ابیات این شعر زیبا! موفق باشید!

نفیس

[دست][دست][دست] پاینده و پیروز

صنم

چه ظرااافت وتخیلی روووح من این اسیر سیه چاله های وهم سیاره وار پیش تو تابنده می شود عاااالیه افرین[گل]

صنم

وحشی واره دلبرا ابتدای خط مشکین ترا بنده شوم چین برابرو زدن وکین ترا بنده شوم یاااادش بخیر انچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد