زیارت امامان - گفتگو با مردگان

دوست محترمی چند روز پیش سوالی مطرح کردند:

"همیشه برایم این سئوال مطرح بوده که چرا باید  یک انسان را که از دنیا رفته و خود بنده خداست مستقیم خطاب نیازهای خود قرار دهیم  و آیا این به نوعی شرک نیست. اگر بگوئیم خدایا  بخاطر این فرد ما را ببخش , قابل قبول تر است  واز شرک دورتر .ولی در بسیار ی از موارد اصل را فراموش کرده ایم. برایم همیشه این سئوال مطرح است که جایی که میتوان یا الله گفت یا زهرا و یا ابوالفضل  گفتن ,  شرک نیست؟ این به معنی بی ارزش کردن این بزرگان نیست و شاید اگر خود این بزرگان دین نیز الان بودند ما  را منع میکردند. پناه میبریم به خدا و از او هدایت می طلبیم"

 

سوال خوب و مهمی است. این سوال به زبانهای مختلف مطرح شده و خیلی از دانشمندان شیعه به آن جواب داده اند. من به احترام این دوستمان در حد توانم مطالبی می نویسم و به تدریج لینک هایی برای تحقیق بیشتر معرفی می کنم. از خوانندگان محترم هم تقاضا می کنم نظرات ارزشمند خود را دریغ نکنند.

به نظرم از 5 زاویه باید به این سوال پاسخ داد. البته برخی از موارد زیر شاید مستقیما به سوال دوستمان مربوط نباشد اما با عنوان این مطلب هم خوانی دارد.

 

 1- مفهوم شرک:

شرک یعنی چیزی را همتای خدا و در ردیف او قرار دادن و البته انواعی دارد. در زیارت امامان بارها بر این نکته تاکید می شود که آنها بنده خدا هستند و به سوی خدا فرا می خوانند. مثلا در زیارت جامعه کبیره می گوییم:

الَى اللهِ تَدْعُونَ وَ عَلَیْهِ تَدُلُّونَ وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ وَ لَهُ تُسِلِّمُونَ وَ بِاَمْرِهِ تَعْمَلُونَ وَ إلَى سَبِیلِهِ تَرْشُدُونَ.

شما امامان به سوى خدا دعوت مى کنید و به او دلالت مى کنید و به او ایمان دارید و تسلیم او هستید و مردم را به راه او ارشاد مى نمایید». در این شش جمله تمام ضمیرها به خداوند باز مى گردد. با این تعریفی که از شرک ارائه شد وقتی امامان را دعوت کنندگان به سوی خدا بدانیم جایی برای شرک باقی نمی ماند.1 

2- امامان: بندگان برگزیده خدا

شکی نیست که انسان برای رسیدن به مقصد هم نقشه راه می خواهد و هم راه نما. مقصد خداست، نقشه راه، قران و راه نما و الگو پیامبر و امامان و همه اولیا صالح خدا. از ویژگی های ارزشمند مکتب شیعه این است که نوعی رابطه عاطفی با امامان شکل می گیرد، مثلا نگاه کنید مردم ما چه ارادتی به امام علی (ع) دارند. این رابطه عاطفی برای آنها که اهل عمل باشند زمینه ساز تلاش برای پیروی و شبیه شدن به امامان می شود.

 

3- زیارت مردگان

بزرگان دین ما خود به زیارت مردگان می رفتند. مثلا حضرت فاطمه زهرا(س) ، هر جمعه به زیارت قبر عموى خود حضرت حمزه مى رفت ودر آنجا نماز مى خواند و گریه مى کرد. احادیث متعددی از پیامبر اکرم نقل شده مبنی بر ثواب زیارت قبر پیامبر پس از مرگ ایشان. احادیث زیادی هم وارد شده که انسان را دعوت به زیارت درگذشتگان کرده تا یاد مرگ در دل ها زنده بماند.

 

4- مردگان شنوا هستند

پیامبر اکرم (ص) در جنگ بدر وقتی که اجساد مشرکین را در چاهی انداخت بالای آن چاه ایستاد و شروع کرد به گفتگو با مردگان. یکی از صحابه گفت یا رسول‌الله با مردگان حرف می‌زنی؟ پیامبر فرمود: آنها از شما شنواترند. هم چنین پیامبر اکرم(ص) بارها به قبرستان بقیع می‌رفت و به مردگان سلام می فرمود. 

 

5- مراکز آموزش علم:

در طول تاریخ قبور امامان و اولیا خدا تبدیل به مراکز تجمع شیعیان و آموزش علم شده. مثلا حوزه نجف 1000 سال است که رونق دارد و دانشمندان بزرگی را تربیت کرده. عده ای از بزرگان هم مجاورت قبور امان را برای تهذیب نفس برگزیده اند. بسیار افرادی بوده اند که در یک سفر زیارتی با یکی از این انسانهای خوب ملاقات کرده اند و متحول شده اند:

دست به دامان توکل زدند

بر همه واسطه ها پل زدند

دیدن شان دیدن باغ بهشت

خوب ترین خاطره سرنوشت

 

 پی نوشت (به تدریج کامل می شود):  

1- توسل به پیامبر و امامان از مصادیق عمل به دستور خداوند است که در قرآن فرموده وابتغوا الیه الوسیله. ما را امر فرموده به پیدا کردن رابطه اى که بین ما و او اتصال کند. (توسل و وسیله از یک ریشه هستند.) ترجمه المیزان آیه 35 سوره مائده و بحث روایتی در پایان صفحه (ترجمه تفسیر المیزان جلد 5 صفحه : 546) را ملاحظه بفرمایید.

 

احادیث مربوط به زیارت اهل قبور در کتب اهل سنت


حاکم نیشابورى مى گوید : سند و راویان این حدیث تماماً ثقه هستند. مصنف عبدالرزاق 3: 572 - مستدرک حاکم ، ج 1 ،377 - السنن الکبرى 4 ، 131 - تمهید شرح مو طا ، 3 ، 234 - و از خلیفه ثانى و عبدللَّه بن عمر نیز نقل شده که به هنگام بازگشت از سفر ، ابتداء قبر پیامبر ( ص ) را زیارت مى کردند شفاء السقام ، ص44 وفاء الوفاء 4 ،

/ 8 نظر / 9 بازدید
عليرضا

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا ﴿النساء: ٦٤﴾ و هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق خدا از او اطاعت شود. و اگر آنان هنگامی که [با ارتکاب گناه] به خود ستم کردند، نزد تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند، و پیامبر هم برای آنان طلب آمرزش می کرد، یقیناً خدا را بسیار توبه پذیر و مهربان می یافتند. ------ مگه نه ؟

حسین

با سلام و احترام و تشکر از پاسخ شما لازم است که در ابتدا بگویم که بنده ای هستم که قصدم از این سئوال طلب هدایت بود و اینکه بر یقینم بیافزایم و می دانم که شما نیز دانسته اید که اینگونه به مرافقت پاسخ داده اید پس هدف از این نوشته ها طلب هدایت از خدای رحمان است و بس . با رویکرد فوق اجازه بدهید موارد ذیل را مطرح کنم: اساسی ترین منبعی که می توانیم به آن استناد کنیم قرآن است نه اینکه به هیچ حدیثی نتوان استناد کرد بلکه میتوان احادیثی را که با سیره کلی پیامبر در تضاد است زیر سئوال برد . خداوند در آیه های شماره 31 و 32 سوره روم میفرماید: " در حالی به سوی او روی آورید و از او پروا دارید و نماز برپاکنید و ازمشرکان نباشید32 از آنها که دین خود را بخش بخش کردتد وفرقه ها شدند (و تعجب اینجاست که ) هر فرقه ای بدانچه نزد خود دارند دلخوشند و در آیه 35 همین سوره خداوند می فرماید :"آیا حجتی بر آنها نازل کرده ایم که درباره (درستی)آنچه شرک می آورند سخن می گوید؟" چرا همیشه وسیله را مساوی با پارتی بازی می بینیم خداوند عادل است و وقتی فرموده وسیله بجویید راه را نیز در سوره های دیگر نشان داده است ...

حسین

ادامه....دقت کنید خداوند در آیه شماره 35 سوره مائده می فرماید "ایکسانی که ایمان اورده اید از خدا بترسید و به سوی او وسیله بجوئید و در راه او جهاد کنید ,باشد که رستگار شوید." و در آیه بعد صریحا می فرماید" در حقیقت , کسانی که کافر شدند اگر تمام آنچه روی زمین است و همانند آن مال آنها باشد و همه آن را برای نجات از کیفر روز قیامت بدهند از انها پذیرفته نخواهد شد و عذاب دردناکی خواهند داشت" پس جستن وسیله بسوی خداوند اجرای درست فرامین خداوند است که به صراحت در قرآن آورده شده است.کمی بیاندیشیم با این راه کاری واسطه جویی و شفیع خواهی که علمای ما برای عامه مردم تعریف کرد ه اند آیا اثر مثبتی را در جامعه می بینید؟ کدام وسیله از عمل صالحی که خداوند از آن راضی باشد بهتر است؟ وقتی آقایان علما در شب قدر میگویند امشب نامه اعمال شما را خدمت امام زمان میبرند تا ایشان امضا کند آیا این شرک نیست؟ با تشکر

مسافر

با سلام و ادب، راستش فکر می کنم همان طور که اشاره فرمودید درک درست معنای شرک یک نکته کلیدی در این بحث است. در این زمینه فکر می کنم بررسی سوالات ۱۲-۱۴ (به خصوص سؤال ۱۳) از لینک ذیل خالی از لطف نباشد: http://www.hadj.ir/books1/40.htm این لینک به زبان ساده و مختصر و مفید جواب داده، اما می تواند باب خوبی برای آغاز مطالعه باشد. و من الله التوفیق

حسین

با سلام و احترام کاملا با نظر شما موافقم و این پرانتز آخری ناخواسته باز شد.فکر میکنم که مفهوم شرک همین است که شما فرموده اید.در مورد شرک و کفر هیچگاه این دو در ذهنم معادل هم نبوده اند اما با بررسی بیشتر به این نتیجه رسیدم که هر که با علم و اراده خداوند را نفی نماید کافر محسوب میشود و کسی که انکار او در حالی که به این انکار خود علم نداشته باشد مشرک است(مانند عبادت رهبانان دین مسیح).

یلدا

اصل را رها کردید ، شرک و کفر را معنا می کنید !؟ مگر غیر از این است که خودش فرموده : الیس الله بکاف عبده

يلدا

عجب! پس بايد گفت : حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب کافر عشق ای صنم گناه ندارد

يلدا

به جاي عرايض من به فرمايش خداوند توجه بفرماييد كه واضح و روشن فرموده كه من براي شما كافي هستم اين قسمت از قرآن را كه شما در پي نوشت آورده ايد: يا ايها الذين آمنو اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله الهي قمشه اي اينطوري ترجمه كرده اند ای اهل ایمان از خدا بترسید و به وسیله ایمان و پیروی از اولیای حق به خدا توسل جویید. اينجا مقصود و منظور از وسيله و توسل ، پيروي از اهل بيت است