سوالاتی از قرآن

(۱) فَأَزَلَّهُمَا ٱلشَّیْطَـٰنُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا کَانَا فِیهِ ۖ وَقُلْنَا ٱهْبِطُوا۟

پس شیطان آن دو را فریب داد و آن دو را از آنچه در آن بودند (بهشت) خارج ساخت و به همگی گفتیم فرود آیید

آیه فوق در ادامه‌ی داستان آفرینش آدم و ماجرای هبوط است. پس از آنکه آدم و همسرش از میوه‌ی ممنوع٬ که بعضی ها (مسلمانان) می‌گویند گندم بوده و بعضی (یهود) می‌گویند سیب بوده ٬ خوردند خدا آنها را به زمین فرستاد.

سوال: دو فعل اول این آیه همراه با ضمیر مثنی هستند اما فعل سوم به صورت جمع آمده بدون اینکه کسی وارد ماجرا شود؟ اگر کسی می داند لطفا جوابم را بدهد.

(۲) ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿البقرة: ٧۴﴾

سپس دلهای شما بعد از این جریان سخت شد، همچون سنگ، یا سختتر! چرا که پاره‏ای از سنگها می‏شکافد و از آن نهرها جاری می‏شود، و پاره‏ای از آنها شکاف بر می‏دارد و آب از آن تراوش می‏کند، و پاره‏ای از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر می‏افتد (اما دلهای شما نه از خوف خدا می‏تپد و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانی است) و خداوند از اعمال شما غافل نیست.

سوال: فرق شکافتن اول با شکافتن دوم چیست و چرا شکافتن اول بر شکافتن دوم شرف دارد؟ شباهت هبوط سنگ با انشقاق و انفجار سنگ که با خروج آب توام است چیست؟

/ 16 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سجاد واعظی

می توان با مراجعه به تفاسیر مهم در این زمینه پاسخ های متقن تر و علمی تری را یافت . مفسران در این باره چند احتمال داده اند از جمله اینکه مخاطب در ایات 36 بقره و 24اعراف که با صیغه جمع امده میتواند :1- ادم و حوا و شیطان باشد . بسیاری از مفسران جهان اسلام بدین تفسیر اشاره کرده اند زیرا شیطان هم از جایگاه بلند خود سقوط کرد . 2- در ایه 123 طه اهبطا به صیغه تثنیه امده یعنی شما دو نفر که ظاهرا دیگر مشکلی پیش نمی اید

وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ ... منظور از اين جمله بيان اين نكته است كه دلهاى آنان از سنگ سخت‏تر است. «تفجّر» به معناى گشوده بودن به طرز وسيع و بسيار است، بنا بر اين معناى آيه اين است كه در پاره‏اى از سنگها شكافهاى وسيعى ايجاد و آب فراوانى از آنها جارى مى‏شود. وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ يعنى «يتشقق» كه پس از ادغام «تا» در «شين»، «يشقق» شده است، يعنى پاره‏اى از آن سنگها از طول يا عرض شكاف مى‏خورد و آب از آن مى‏جوشد.

سجاد واعظی

شاید اگر برگردان روان تری از ايه انجام می گرفت مشکلی پيش نمی امد زيرا در بخش نخست سخن از انفجار اب است يعنی از برخی سنگ ها اب به صورت انفجاری و با قدرت خارج می شود نقطه مقابل انفجار انبجاس است يعنی به ارامی خارج شدن اب از شکاف سنگ ها و تراوش نمودن به ارامی از دل سنگ ها . هردوی ان در طبيعت شاهد دارد : از برخی سنگ ها از فوران اب نهفته در ان نهرهای بسياری به شدت روان می گردد و برخی از انها می شکافد پس از ان اب به نرمی و به ارامی تراوش می کند .

سجاد واعظی

البته تفسيرات عرفانی و فلسفی و علمی همچون تفسير اقای موذنی نيز قابل تاييد است . معنای ما بيشتر کنکاش در عبارت و ظاهر ايه بود که نخستين مرحله ايه و فهم ان است و پس از ان کنکاش در بطون و لطائف ايه

بهشت دل

با تشکر از دوستان عزیزی که نظرات ارزشمند خود را بیان کردند، حقیقتا محظوظ شدم. بنده هم برخی تفاسیر فارسی و عربی را دیده ام و دلایلی برای اقناع نشدن دارم که انشاا... به زودی می نویسم.

برادر

سلام آيه مورد اشاره آيه 36 سوره مباركه البقره است اما داستان خلقت آدم و مقدمات آن از آيه 29 شروع ميشود كه خداوند ابتدا به خلق زمين و آسمانها اشاره ميكند (آيه 29)، سپس به ملائكه مي‌فرمايد كه اراده كرده در زمين خليفه‌اي بگمارد (آيه 30) و سپس به ماجراي امتحان آدم (ع) و همسرش اشاره مي‌كند. بنابراين با توجه به روندي كه در اين مجموعه آيات طي شده است، چنين به نظر مي‌رسد كه بحث هبوط بشر به ارض از قبل از لغزش آدم و همسرش مقدر بوده است و ربطي به لغزش آنها نداشته چون خداوند حتي قبل از لغزش آدم ارادة قرار دادن خليفه در زمين را مطرح مي‌كند. اما شايد با توجه به آياتي همچون آيات 118-119 سوره مباركه طه بتوان نتيجه گرفت كه لغزش آدم بر روي كيفيت تكويني زندگي زميني او تأثير داشته. همانطور كه مي‌بينيم در اين آيات خداوند آدم (ع) را از فريب خوردن شيطان بر حذر داشته تا مبادا به گرسنگي، برهنگي، تشنگي و گرما مبتلا شود (كه همگي مربوط به كيفيت جسماني بشر هستند). الله اعلم

برادر

راجع به سؤال دوم هم به نظر مي‌رسد كه انواع سنگهايي كه در آية 74 سورة مباركه البقره به آنها اشاره شده‌اند از نظر ميزان سختي با يكديگر متفاوتند و در اين آيه خداوند انواع قلبها را به اين سه نوع سنگ تمثيل كرده است. طبيعتا سنگ نوع اول كه خود بخود رودها از آن مي‌جوشد پر خيرترين و پر ظرفيت‌ترين سنگهاست. سنگ نوع دوم ابتدا سنگ است و خشك اما بالاخره روزي مي‌شكند و آبي از آن جاري مي‌شود. سنگ سوم هم اگرچه آبي از آن جاري نمي‌شود اما بالاخره از خشيت خداوند فرود مي‌آيد و مي‌ريزد. دلها نيز همين گونه‌اند (بجز دلهاي قساوت گرفته كه در اين آيه مثتثني شده‌اند). الله اعلم

برادر

(در تكميل بحث ذكر شده در مورد آية اول) ... بنابراين به نظر مي‌رسد كه در اين آيه خطاب جمع در انتهاي آيه اشاره به كل بشر باشد كه هبوطشان به زمين از قبل هم مقدر گشته بود. باز هم الله اعلم....

سجاد واعظی

احتياط علمی برادر و تفويض الامر ايشان به خداوند قابل ستايش است . اين يعنی خود را مطلق ندانستن .

امين

در مورد لغزش ادم در واقع آدم و حوا اولين انتخاب خودشون رو شروع کردن. که انتخابی بود که منجر به خارج شدن از باغی شد که در اون بودن. اما در مورد اهبطوا هم می شه گفت منظور ابنا بشر هستند چرا که در محضر خداوند حال آينده گذشته همه با هم هستند. بنابراين ما هم بوديم. ولی فراموش کرديم . همانطور که عهد الست رو فراموش کرديم. ديگر اينکه انسان وقتی مرتکب گناه می شه در تمام جنبه ها هبوط ميکنه. از تحاظ ذهنی جسمی و روحی .