کی حوصله داری؟

روزی و بیش از روزی رفتم به شیراز. همسفرم در این راه مریم گلی بود. اولین باری بود که تنهایی با هم می رفتیم سفر. دخترکم بزرگ شده.

در فرودگاه شیراز یکی از کارمندان هما به او گفت برام شعر می خونی؟ مریم گفت: الان حوصله ندارم. آقاهه گفت کی حوصله داری؟ مریم گفت دو ماه دیگه ساعت 5 عصر!

سوار تاکسی بودیم. چمدان را گذاشته بودم روی صندلی جلو. صندوق تاکسی های گازسوز جایی برای چمدان ندارد. مریم گفت بابا این اولین باره که من می بینم چمدون میره جلو کنار آقای راننده می شینه. آخه چمدون که پا نداره! چمدون که دس نداره!

/ 6 نظر / 31 بازدید
بهار نارنج

چه خوب که به فیض رایحه ی بهارنارنج ها رسیدید.

نوشین .م

استاد فکر میکنم کار من از عابر بودن گذشته, باید میخ های چادرم را همین جا بکوبم واتراق کنم , هنوز پنجره اتاق من بازه بوی بهار نارنج صدای استاد افتخاری ورایحه ی دل انگیز نوشته های شما در هم میامیزد ومرا وا میدارد بیش از پیش شاکر باشم برای این همه نعمت...

خانوم مهندس

دو ماه دیگه ساعت پنج عصر ... تکلیف بخشی از زندگی من مشخص میشه، قابل دونستید برام دعا کنید

سبحان

کاش من هم می تونستم از قبل بدونم چه وقتایی حوصله دارم ...شاید کاری از پیش می بردم ! خداحفظشون کنه :)

سید مهدی

و ما منتظریم تا دو ماه دیگر ساعت پنج عصر، شعری که میخوانند را در وب لاگتان بخوانیم. :) شاید هم منظورشان پنج عصر فیلمی به کارگردانی سمیرا مخملباف محصول سال ۲۰۰۳ میلادی است. پنج عصر پس از فیلم‌های سیب (۱۳۷۴) و تخته سیاه (۱۳۷۸) سومین فیلم بلند سمیرا مخملباف است که موفق شد جایزه هیأت داوران جشنواره کن (۲۰۰۳) و نیز جایزهٔ کلیسای جهانی این جشنواره را برای او به ارمغان آورد. [چشمک]

باد صبا

ما شا الله خدا حفظش کنه خیلی بامزه بود [گل]