شکرخواب صبوح

دیشب بسیار از این بیت حافظ لذت بردم. حیفم آمد برای دوستان ننویسم:

مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح
ور نه گر بشنود آه سحرم باز آید

شکرخواب صبوح یعنی خواب شیرینی که پس از خوردن شراب در بامداد حاصل می‌شود . کنایه از سرخوشی و بی‌غمی و شادخواری است.

می‌گوید حیف که سر و صدای چنگ یا خواب شیرین بامدادی مزاحم دلدارم شده‌اند و الا او باوفاست و اگر صدای آه سحرگاهی مرا بشنود و بداند از غصه بیدار بوده‌ام به سراغم می‌آید!

/ 7 نظر / 15 بازدید
از سياتل

متشکر از مطرح کردن اين بيت. به نظر من برداشت ديگری هم می توان از اين بيت داشت که کاملا متفاوت با برداشت بيان شده است و تعدد تفاسير از خصوصيات اشعار حافظ است. ابتدا به مصراع دوم می پردازم. جمله شرطی است که اگر آه سحرم را بشنوم باز می آيد. حال چه چيز باعث می شود که آه را نشنود: ۱. يا ما آه نمی کشيم در سحر ۲. يا ما آه می کشيم ۳. اگر آه می کشيم يا او نمی شنود يا می شنود و رسانه مشکل دارد. با اين ديد که يار برتر از آن است که نشنود يا به کاری بيهوده مشغول باشد يا در بيخبری به سر ببرد> اين نتيجه را می توان گرفت که ما آه نمی کشيم در سحر. مانع آه کشيدن ما چيست؟ مانعش غلغل چنگ است و شکر خواب صبوح. اين البته به شرايط واقعی زندگی هم نزديکتر است. اگر محبوب خدا باشد يا امام زمان آنوقت ما هم ما هستيم که در غوغای زندگی روزانه مست خوشی يا دغدغه های روزانه می شويم و آه کشيدن از ته دل را سحر را فراموش می کنيم. البته سخن جاي بست بسيار دارد. و الا دوست نرفته که باز آيد و تنها غايب از نظر است.

محبوبه

سلام... من از وبلاگ شادی ضابط اومدم اينجا. نوشته هاتون خيلی به دلم نشست. بخشی از آرشيو رو هم خوندم...بعضی از پستاتون خيلی حال و هوام رو عوض کرد.بعضی از شعرهاتون.. همین طور اون متنی که در مورد بازدید از آبشار نیاگارا نوشته بودین روح رو همراه خودش به اوج می برد... ممنون. در مورد اين بيت هم من اولش که خوندم بدون توضيحات شما٬ اين تو ذهنم اومد که اين من هستم که به خواب شيرين صبح غافل شده ام و آه سحرگاهی ندارم که بخواهد يار بشنود. شايد هم با توجه به کلمات شعر تعبير شما منطقی تر باشه...

بهشت دل

سلام ممنونم از شما. اگر به مرجع ضمیر ش در کلمه ی «مانعش» دقت کنیم می بینیم که برداشت اولیه ی شما و آن دوست دیگرمان نمی تواند درست باشد. ضمنا بنده فقط معنی بیت را نوشته ام و تفسیری نکردم. دوباره از شما ممنونم

حسين

به نظر من برداشت دوست سياتلی مان صحيح نيست زيرا به طور معمول آنکه از يار دور افتاده است به عيش و شادخواری مشغول نمی شود بلکه روزگار را به حسرت از دست دادن دوست و آه و ناله از درد فراق می گذراند

از سياتل

البته با در نظر گرفتن ابياتی که قبل از اين بيت آمده برداشت نويسنده مستند و معنی صورت می باشد. اما درباره ضميری که بيان شد سوال من اين است که آيا ضمير به فعل نمی توانند باز گردند؟ به عنوان مثال: ما اين همه کار می کنيم آخرش که چه شود؟ مثال: نماز خواندن کار خوبی است اما یعی از موانعش تنبلی است. ش هم می تواند جایگزين او شود و هم جایگزين آن. اگر اشاره بالا در دستور زبان فارسی صحیح نيست لطفا بفرماييد. برداشت من با در نظر گرفتن اين است که ضمير ش به آن (فعل) بر می گردد.

مهدیه

کلا خیلی با پستات حال کردم دمت گرم [گل]

صنم

دوستان اینجا تفاوت جایگاه معشوق با عاشق تو شکر خواااب بامداد بروز میکنه معشوق فارغ البال لالا میکنه وعااااشق بیخوابو منتظره[گل][گل] میانعاشق ومعشوق فرق بسیار است چویار ناز نماید شما نیاز کنید