برای جوینده جواب

دوست من! کم صبری تو و گرفتاریهای روز افزون من دست به دست هم دادند تا پاسخ به سوال تو اینقدر به تعویق بیفتد. باور کن در این روزها که صدای نفسهای آخر حضورم در اینجا را می‌شنوم به اندازه همه ماههای گذشته درگیر بوده‌ام. البته از یکطرف دیگر حس می‌کنم این تاخیر و عصبانیت تو تقصیر خودت باشد. پرسیدن چنین سوالی از کسی مثل من آن حکایت سعدی را به یادم می‌آورد که : مردکی را چشم درد خاست پیش بیطار رفت که دوا کند .... به هرحال!

اولین رمز موفقیت صبر است. صبر در لغت عرب نام گیاهی است که میوه و عصاره‌ای بسیار تلخ و مهوّع دارد اما در درمان برخی بیماریها به کار می‌رود و در نهایت نتیجه‌ای شیرین به بار می‌آورد. صبر از امید مهم تر است چرا که خود مولد امید است و در لحظات ناامیدی و شکست انگیزه ایجاد می‌کند. روزهایی برای تو پیش می‌آید که حتی از دست تفکر و تعقل هم کاری ساخته نیست انگار به بن بست رسیده‌ای و همه راهها را بسته می‌بینی. حتی در چنین لحظات تلخ و طاقت سوز، صبر دریچه‌ایست که تو را به آسمان آرامش پرواز می‌دهد.

من انسانهایی را که همیشه زندگی آنها روی یک خط ثابت سیر می‌کند، انسانهای مکانیکی می‌نامم، حتی اگر این خط، خط موفقیت، رتبه اولی، پولداری و ... باشد. این فرصت کوتاه پنجاه شصت ساله که تازه ده بیست سال آن هم به کودکی و غفلت و بی‌خبری می‌گذرد برای تجربه کردن و آموختن است. باید زمین بخوری، اشتباه کنی، پشت دست بسوزانی تا بشناسی و کاش می‌دانستی این شناخت و معرفت چقدر گرانبهاست. و علم محصول همین بینایی ها و شناختهاست.

فکر می‌کنم تا حدی به سوالت پاسخ داده باشم، اما برای اینکه راضی تر بشوی اعتراف می‌کنم در زندگی خودم دونفر- فقط دونفر- را دیده‌ام که آن نوع دید خلاقانه را که از آن صحبت می‌کنی دارا بوده‌اند. هر دوی اینها در المپیاد با من بودند یکی رضا ایمانی که بچه کرج بود و دیگری نیایش افشردی که در علامه حلی تهران درس می‌خواند و بخصوص این دومی با من صمیمی تر بود. وقتی یک مساله فیزیک مطرح می‌شد همه با فرمول و رابطه به دنبال حل آن بودند اما این دو نفر با شهود و بینایی مساله را حل می‌کردند. دلیل موفقیت آنها غیر از استعدادهای مادرزادی که داشتند، دستیابی به منطق علم فیزیک بود.

همین چند روز پیش در کلاس مخابرات که سخت ترین درس دوره کارشناسی برق محسوب می‌شود، به بچه ها می‌گفتم هر علمی منطقی دارد که اگر به آن دست پیدا کنید حل مسائل و مشکلات آن آسان می‌شود. بیشتر دانشجوها بجای فهم منطق درس دنبال حل مسایل و بهتر بگویم حل‌المسایل هستند در نتیجه تا استاد یک ذره صورت سوال را عوض کند، لنت می‌چسبانند و یاتاقان می‌سوزانند.

و آخرین جمله اینکه : نیازی به کتاب یا فرمولی برای تمرکز نداری. نمی‌خواهم دستاوردهای علوم روانشناسی را نفی کنم اما به نظر من همه ما انسانها دانسته‌های بسیاری داریم آنقدر که بتوانیم گلیم خودمان را از آب بکشیم ولی مشکل اینجاست که به این دانسته‌ها عمل نمی‌کنیم.

زیاد سرت را درد آوردم!

/ 4 نظر / 14 بازدید
جوينده جواب!!

ممنون از جوابت مهندس !شاهد صحبتت سر كلاس مخابرات بودم.صحبت علم خود محصول بينايي است را هم سر كلاس مخابرات شنيدم.اما من معتقدم چيزي که باعث ميشه ادما بزرگ و متعالی شن همين تلاش هاست برای موفقیت ودست و پنجه نرم کردن با مشکلات ان و درسهای زندگی توی اون نهفته است.

جوينده جواب!!

اما لطفا زمينی تر!!جواب منو بده .الان که امتحاناست نمی تونم يه لحظه هم روی کتاب بند شم خسته ام خسته خسته ...ديگه درسا منو به خودش جذب نمی کنه قبلا درسهای مورد علاقه ام منو ساعتها به خودش مشغول می کرد. اما حالا...من گم شده ام.از تجربه هايت در موفقیت در درس وتمرکز و لذت بردن از درس خواندن برايم بگو.ممنون.در زندگی نامه خيلی از دانشمندها می خونیم که از فرط تمرکز روی مطالبشون ساعت خواب و غذاشون را فراموش میکردندیا حتی گم میشدند!مثل اویلر ارشمیدس انیشتین ملاصدرا شيخ بهايی و...!من کجا و اونا کجا. خيلی از قافله عقبم .کجای اين دنيا جای منه تو سياهی لشکرا؟لطفا زود جوابمو بده می خوام برم تو مخابرات خوندن ازش استفاده کنم.!خدا نگهدار

خودم

اگر طالبی بيا حضوراْ صحبت کنيم.

منتظر باران (شاگرد چموش شما)

سلام ازصحبت هاى شما پسيارلذث بردم دوست دارم بازهم ازنصيحتهاى شما را بشنوم منتظر باران